24 مرداد 1387 شمسی مصادف با 14 اگوست 2008 خبر هولناک قتل ناموسی فرشته نجاتی به گوش مردم و رسانه های خبری رسید، خبر چنین بود که فرشته نجاتی در روستای کانی دینار از توابع مریوان در استان کردستان به دلیل مسایل ناموسی به دست پدرش، سرش از تن ش جدا شد. هضم قبول این خبر دردناک و این قصاوت جنون آمیز برای انسانی که درقرن 21 م زندگی می کنند باید بسیار دشوار است. این جنایت نمونه ای از بیشمار توحشی است در جهان سرمایه و مردسالار هر روزه بوقوع می پیوندد. این نمونه ادامه برای اشکال مختلف خشونت علیه زنان است که مواردی از آن به قتل و حذف فیزیکی زنان می انجامد.
.
و این بار هم فرهنگ ارتجاعی رایج در جامعه و تعصبات مذهبی تحت عنوان دفاع از «ناموس و شرف» آزادی و جان زنی دیگر را گرفت.
فرشته نجاتی در سن 14 سالگی ناچار به ازدواج میشود اما عدم توافق ایشان با این زندگی، بعد از مدتی به خانه پدری برمی گردد، اما این مسئله با توجه به فضا و فرهنگ عقب افتاده مردسالارانه جامعه و خانواده، همیشه فرشته را تحت فشار قرار داده است که سرانجام برای فرار از این وضعیت مدتی پیش، ناچارا به خانه عمویش پناه میبرد. پدر او با فشار، فرشته را به خانه برمیگرداند که همان روز سر فرشته را از تنش جدا می کند و با عصبانیت تن بی سر او را در محله رها می کند.
این نوع جنایت هر روزه در گوشه و کنارایران تحت حاکمیت قوانین زن ستیزانه اتفاق می افتد، وچون قوانین اسلامی نیز به نحوی راه برای این قدرقدرتی و توحش لجام گسیخته را باز گذاشته ، زنان به سادگی از سوی پداران و براداران متعصبشان سلاخی می شوند، این قربانیان هیچ راه گریزی ندارند چون قانون مجازات اسلامی در تمام مراحل برعلیه حق زن است و برتری و انتخاب را به مرد داده و حق انتخاب زنان حتی برای شریک زندگی خود را سلب نموده است. از این رهگذر است که مرد در مقام شوهر، پدر و برادر به خود اجازه خواهد داد که به بهانه های واهی و متعصبانه مدام خود را پاسبان ناموس و شرف خانواده دیده و با هر بهانه واهی علیه همسر و یا خواهران خود حکم صادر کرده و از پس اجرایش هم در آیند.
در جامعه ای که بر طبق ماده 23 قانون اسلامی اش مرد متاهل آزاد است تا با استفاده از توانایی مالی خود اقدام به ازدواج مجدد کند و حتی هم زمان چندین همسر داشته باشد، این امری کاملا شخصی و معمولی برای مرد تلقی می شود.، اما زن حتی اگر موافق ازدواج تحمیلی و اجبارش نباشد وبه خود حق بدهد مرد دیگری راخود برگزیده دوست داشته باشد فاجعه به بار می آید، زمین و زمان برای این زنان نگون بخت تنگ می شود و در نهایت باید از زندگی این مردان پاک شوند
اگر قتل ناموسی در ایران در استان سیستان و بلوچستان و خوزستان در رده های اول و دوم هستند، اما این نوع جنایت تنها مختص به یک منطقه مشخص در ایران نیست هر روز دختران جوانی در نقاط مختلف کشور ایران برای اقوام خود تبدیل به یک لکه ننگ می شوند و برای شتشوی این لکه این دختران و زنان به قربانیان بستگان خودشان تبدیل می شوند.
در بخش کردستان در منطقه مریوان تقریبا هر ساله دو تا سه مورد قتل ناموسی به دست مردان صورت می گیرد، چندی پیش دختری به دست برادرش کشته می شود، امروز هم فرشته دختر 18 ساله ای که از سن 14 سالگی وارد یک زندگی تحمیلی می گردد که با تلاش خودش خود را از آن خلاصی می یابد اما متاسفانه بعد از مدتی به قیمت جانش تمام می شود. باید علیه این جنایت مردم به پا خیزند ، دیروز دعا ، امروزشهین و فرشته ، و فردا شهین ها و فرشته های دیگر.
بدیهی است به همان میزانی که زنان در نتیجه مبارزات پیگیرانه خود توانسته اند به درجاتی به احقاق حقوق خود برسند، میزان قتل های ناموسی و خشونت علیه زنان کاهش یافته است و این نتیجه طبیعی این مبارزه است.
درروز خاکسپاری فرشته صدای اعتراض و خشم مردم مریوان به صدا درآمد، مردم بر علیه این قتلها به میدان آمدند.
ما ضمن محکوم کردن این توحش و فرهنگ عقب افتاده اسلامی، و پشتیبانی و قدردانی از حرکت اعتراضی مردم بر علیه این جنایات، بار دیگر اعلام می کنیم که تنها مقاومت و اعتراض مردم به جان رسیده است که می تواند جلوی چنین جنایتهایی را بگیرد. و اجازه ندهد که مسئله ناموس و شرف به محملی برای کشتن زنان و دختران بی گناه تبدیل گردد. این ساختار جامعه طبقاتی و قوانین و عملکردهای برخواسته از آن است که زن به عنوان کالا محسوب میشود و مرد صاحب این کالا می گردد و ابزارهای لازم دولتی را هم در اختیار دارد که برای حفظ دارائیش، مرتکب قتل و جنایت شود. اگر در مقابل این جنایت سکوت کنیم این قضایا مرتبا تکرار خواهد شد، پس با همگامی و اتحاد خود جلوی این جنایتها را بگیریم.
تریبون زن

