چندی پیش رادیو صدای زنان در استکلهم، مصاحبه ای را با رفیق ثریا فتاحی پخش کرد که متن این مصاحبه دراینجا برای چاپ در نشریه تریبون زن تنظیم شده است.
تن فروشی زنان پدیده ای جهانی است و یکی از آثارو عوارض جامعه طبقاتی و نظام مردسالاری می باشد
. خرید و فروش زنان و تجارت سکس بویژه در این 3-2 دهه اخیر به یکی از بزرگترین عرصه های سودآوری برای سرمایه داران تبدیل شده است. گسترش این مصیبت اجتماعی در کشورها مختلف تحت تاثیر عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ابعاد متفاوتی داشته است. پدیده تن فروشی زنان در سالهای اخیر در جامعه ایران رشد نجومی و سرسام آوری داشته است. به همین دلیل بحث بیشتر روی ایران متمرکز شده است.
سئوال
: میزان پراکندگی و شیوع تن فروشی زنان را در جامعه ایران چگونه ارزیابی می کنید، آیا فکر می کنید در شهرهای کردستان هم به درجه ای شیوع یافته که بتوان آن را چون مشغله حاد اجتماعی نگریست و در نیتجه به فکر پیدا کردن راه چاره و علاج این مصیبت افتاد.
ثریا
: تن فروشی در چند سال اخیر رشد نجومی و سرسام آوری داشته است. بطوریکه توجه افکار عمومی و خبرنگاران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. یکی از مسئولین سازمان بهداشت جمهوری اسلامی اعتراف کرد که بیش از 300 هزار تن فروش حرفه ای در ایران وجود دارند. این مسئله به چند سال پیش برمیگردد . آنموقع جمعیت ایران در حدود 65 میلیون نفر بود. نصف این جمعیت را زنان تشکیل میدهند. اگر تعداد کودکان و پیران را از این جمعیت در ایران کم کنیم با جمعیت 22 میلیونی زنان روبرو میشویم . بدین معناست که از هر 70 زن ایرانی یکنفر گرفتار این مصیبت اجتماعی می باشد.
نکته دیگر که قابل بحث است اینکه سن زنان تن فروش کاهش چشمگیری داشته است بدین معنی که زنان
20-15 ساله بیشترین تعداد این زنان را تشکیل میدهند و تعداد جوانان تن فروش بطور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است.
همچنین بایستی به ترکیب زنان تن فروش توجه داشت که این خود عمق مصیبت را بیشتر نشان میدهند، هر چند بر اساس آمارهای دولتی اکثریت این زنان را زنان بی سرپرست و افرادی که از خانه خود فرار کرده اند تشکیل میدهند، اما زنان شوهردار، کارمند و همچنین دختران دانش آموز و دانشجو تعداد قابل ملاحظه ای این آمار را تشکیل میدهند
. این زنان کسانی هستند که یا تحت فشار شوهر و برادر و یا پدر معتادشان و یا به دلیل مشکلات اقتصادی به این مصیبت گرفتار شده اند. بنابراین تن فروشی زنان فقط به دخترانی که از دهات به شهر آمده اند و یا دختران و زنان فقیر محدود نمیشود، بلکه این مصیبتی است که دامنگیر طبقات متوسط جامعه شده است.
این مسئله یعنی پدیده تن فروشی زنان و چگونگی برخورد به این بلای اجتماعی به مشغله فکری فعالین جنبش زنان و همچنین احزاب سیاسی مختلف تبدیل شده است
.
اما دلیل رشد سرسام آور این مصیبت اجتماعی در سالهای اخیر چیست؟ هر چند تاریخ تن فروشی زنان به قدمت تاریخ جامعه طبقاتی و بوجود آمدن جامعه مردسالار می باشد، به عبارت دیگر این مسئله تاریخی هزاران ساله دارد
. از سالهای دهه 90 به بعد یعنی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رشد توسعه گلوبالیزاسیون و جهانی شدن هر چه بیشتر سرمایه این بلای اجتماعی دهها و صدها برابر افزایش یافته است. با جهانی شدن بیشتر سرمایه، شکاف طبقاتی هر چه بیشتر افزایش یافته و فقر و تنگدستی ابعاد وحشتناکی پیدا کرده است. کشورهای فقیر هر چه بیشتر فقیرتر شده و بیکاری در این کشورها به میزان سرسام آوری افزایش یافته است.
در مورد مشخص ایران، رژیم جمهوری اسلامی بعد از پایان جنگ ویرانگر ایران و عراق سیاست اقتصادی ویژه ای اتخاذ کردکه برجسته ترین این موارد غیر دولتی کردن اقتصاد یعنی خصوصی کردن بیشتر سرمایه داری ایران بود
. همچنین اساس اقتصاد ایران را بر پایه صادرات بنا نهاد و به این ترتیب کشاورزی و صنعت روز به روز گرفتار رکود بیشتری شد، به دلیل کوچ روستایان به شهر، روستاها از سکنه تخلیه شدند و جمعیت شهرها بطور سرسام آوری رشد کرد.
این سیاست از طرف دیگر باعث افزایش بیکاری شده، دهها و صدها هزار کارگر از کار اخراج و بیکار شدند
. این کارگران بیکار شده و بعلاوه آنهایی که از روستاها به شهرها آمده بودند خیل عظیم ارتش بیکاران را در ایران تشکیل میدادند.
بعنوان نمونه میتوان گفت که سالانه تقریبا
700 هزار نفر آماده پذیرفتن کار بودند اما سرمایه داری بحران زده ایران فقط میتوانست 200 هزار نفر را جذب بازارکار نماید. به این ترتیب هر ساله نیم میلیون نفر به ارتش بیکاران در ایران اضافه میشد.
طبیعتا فشار اصلی این وضع بیشتر دامنگیر زنان جامعه ایران میشد و این یکی از اساسی ترین علل گرفتاری بیشتر زنان و توسعه سرسام آور تن فروشی بعد از سالهای دهه
90 بوده است. این پدیده اجتماعی بیشتر در شهرهای بزرگ متمرکز بوده و طبیعتا کردستان نیز بعنوان یک جامعه طبقاتی و پراز فقر و تنگدستی و ستم های فرهنگی و ملی از این مصیبت اجتماعی بی بهره نیست و بوضوح میتوان افزایش این پدیده را نیز چون اعتیاد در کردستان نشان داد اگر چه آمار دقیقی در این خصوص در دست نداریم.
سئوال
: تن فروشی همچنانکه اشاره کردید پدیده تازه ای نیست، اما رشد سرسام آور این مصیبت به اندازه ای است که میتوان ان را به عنوان یک مسئله عمیق اجتماعی مورد بحث قرار داد. با این وصف برای مبارزه با آن چه اقداماتی لازم است؟
ثریا
: علاوه بر مسئله اقتصادی یعنی بیکاری، فقر و تنگدستی که تا حدودی به آن اشاره کردم، مسایل دیگری هم هستند که در گسترش این پدیده تاثیر دارند.
در جوامع ابتدایی، یعنی زمانیکه مادر قدرتمند بود یعنی دوران مادرسالاری، پدیده ای به اسم تن فروشی زنان مطرح نبود
. با بوجود آمدن جامعه طبقاتی و همچنین جوامع مردسالاری ، زنان کم کم به وسیله ای برای لذت بردن مردان از آنها تبدیل شدند، به کارخانه تولید بچه تبدیل شدند، زنان شدند مایملک مردان، در جنگها به غنیمت گرفته شدند و از طرف مردان تصاحب گشتند و همچون کالا و اشیا خرید و فروش شدند. یکتا همسری برای زنان تصویب شد در حالیکه مردان حق داشتند چندین همسر اختیار نمایند.
نکته دیگری که بایستی مورد توجه جدی قرار گیرد این است که بر خلاف این ادعا که مذاهب گوناگون به حرمت و اعتبار زنان افزوده اند، تحقیر و بی حرمتی به زنان را شرعی و قانونی کرده اند و زنان در مذاهب مختلف همواره بعنوان جنس دوم شناخته میشوند
.
به افسانه بوجود آمدن آدم و حوا توجه کنید که اساسا با نابرابری آشکار وبا تمایز چشمگیر جنسی شروع میشود
. بوجود آوردن آدم به عنوان یک هدف نگریسته میشود، در حالیکه حوا برای رفع احساس تنهایی از جانب آدم و برای اینکه ایشان به زوج نیاز دارند خلق میشود.
برای بوجود آوردن حوا به بیشتر از یک دنده آدم نیاز نبوده است
. روح خدا در جسم آدم حلول کرده است اما حوا فقط جسم است و زیر فرمان حوس و خواستهای حیوانی قرار دارد. حوا موجودی است ناکامل و فقط وقتی کامل میشود که به یار و جفت آدم تبدیل شود. حوا زنی است ساده دل و آماده فریب و به همین دلیل است که به آسانی فریب خورده و میوه ممنوعه را میخورد و علاوه بر این آدم را هم برای خوردن میوه ممنوع فریب می دهد و به این ترتیب حوا به بزرگترین گناهکار تاریخ بشریت تبدیل میشود. در تورات تمام بحثها در مورد مردان است اصولا تنها بنی اسرائیل یعنی پسران اسرائیل مورد بحث قرار گرفته و از دختران اسرائیل سخنی به میان نمی آید. براساس رهنمودهای انجیل زنان باید پخت و پز و کار خانگی و بچه داری و کارهای دستی یاد بگیرند. ورزش کار زنان نیست.
دختران عربستان قبل از اسلام آزادی بیشتری در انتخاب همسرانشان داشتند، به عنوان نمونه میتوان به خدیجه اشاره کرد که خود محمد را به عنوان همسر انتخاب کرده و به وی پیشنهاد ازدواج داد
. بسیاری از محققین معتقدند که زنان قبل از اسلام در عربستان میتوانستند به شغل قضاوت (وکیل، قاضی) برگزیده شوند، دارای حق طلاق بودند و در انتخاب همسر آزاد بودند. میتوانستند در جنگ شرکت کرده و همچنین به تجارت و بازرگانی بپردازند.
این مسایل برای ما که
28 سال حکومت سیاه مذهبی در ایران را تجربه کرده ایم به روشنی قابل درک است. بنابراین زنان در ایران نه تنها به دلیل فشار اقتصادی و فقر و تنگدستی، بلکه به دلیل مناسبات ظالمانه اجتماعی و سیاست غیر انسانی و ضد زن جمهوری اسلامی گرفتار انواع تحقیر و بی حرمتی شده و از جمله به مصیبت اجتماعی تن فروشی گرفتار شده است.
سئوال
: آیا زنان تن فروش خود مسبب گرفتاری به این مصیبت می باشند یا باید مقصر اصلی را در جای دیگری جستجو کرد؟
ثریا
: به اعتقاد من زنان تن فروش نه از روی میل بلکه از روی اجبار به این کار تن میدهند و مقصر اصلی را بایستی در شرایط اجتماعی ویژه ای جستجو کردکه آنها را ناچار به تن دادن به این مصیبت مینماید. زنان تن فروش ضربه پذیر، قربانیان ضعیف مناسبات ضد انسانی سرمایه داری می باشند. این زنان به دلیل فقر و تنگدستی گرفتار این بلای اجتماعی شده اند. آنها قربانیان تحت ستم جامعه مردسالار و قربانیان جامعه ای هستند که به آنان همچون جنس دوم مینگرند. این زنان قربانیان حکومت سیاه جمهوری اسلامی و قوانین ضد زن این نظام می باشند. برای اینکه نقش جمهوری اسلامی را در این رابطه و به عنوان عامل اصلی بیشتر روشن کنم مایلم به چند نمونه اشاره نمایم.
چندی پیش، طرحی به نام طرح خانه های عفاف از جانب چند روزنامه وابسته به رژیم مطرح گردید
. براساس این طرح ها در مقابل مبلغ پولی و زمان معینی، تعیین عقد و ازدواج موقت، متقاضیان به نهادهای مختلف معرفی میشدند. تعداد زیادی از سران جمهوری اسلامی از جمله موسوی بجنوردی با این طرح موافقت داشتند، اما به دلیل اختلافات درون رژیم نتوانستند طرح را پیش ببرند. آنها میخواستند طرح را در خفا به اجرا نمایند. آیا چنین طرحی که از جانب حاکمان جمهوری اسلامی در روزنامه های وابسته به خود مطرح می شود، جز افزایش و توسعه هر چه بیشتر تن فروشی میتواند نتیجه دیگری داشته باشد.
به نمونه دیگری توجه کنید، بعد از پایان جنگ ایران و عراق، حکومت رفسنجانی با چند میلیون زن روبرو شد که شوهرانشان را در جنگ از دست داده بودند
. اقتصاد بحران زده ایران توانایی جذب این خیل عظیم زنان را که اینک در نبود همسرانشان ناچار بودند مایحتاج زندگی خانواده را تامین نمایند، نداشت. آنها طرحی پیشنهاد کردند که بر اساس آن کاتالوگ هائی با عکس و مشخصات زنان مورد نظر، چاپ کرده در اختیار پاسداران و معلولین جنگ و افراد دیگر قرار دهند تا آنها زنان مورد نظر خود را انتخاب کرده و صیغه نمایند. آیا این طرح جز فروختن زنان مانند هر کالای دیگری میتوان معنی دیگری داشته باشد، آیا این برخورد تحقیر کردن زن نیست، آیا در این طرح زن جز ابزار و وسیله لذت مرد نقشی دیگری دارد؟ سرانجام بایستی اضافه کنم که صیغه که در رژیم اسلامی به عنوان یک امر شرعی رسمیت یافته است ، خود نوعی فحشا و تن فروشی زنان است که شرعی شده است.
سئوال
: تاثیرات تن فروشی را بر روح و جسم این زنان چگونه ارزیابی میکنید؟
ثریا
: علیرغم اینکه جامعه و سیستم موجود درآن عامل اصلی گرفتاری آنها به این مصیبت اجتماعی است ، اما اکثریت این زنان به دلیل عدم آگاهی به چگونگی عملکرد مناسبات اجتماعی و اقتصادی ، خود را مقصر دانسته و احساس شرمی عمیق بر روح و روانشان سنگینی می کند. آنها خود را ضعیف و بی ارزش ارزیابی می کنند. این نگرش سبب گوشه گیری و انزوای آنها شده و به ترس و انزجار از جامعه و بویژه مردان منجر میگردد.
افسردگی و ناراحتیهای عمیق روانی در این زنان بسیار شایع بوده و برای تخفیف و فرار از آن به مواد مخدر و اعتیاد و سیگار و الکل روی می آورند و میتوان گفت که تقریبا صد در صد این زنان سیگاری هستند
.
اعتیاد به سیگار، الکل و مواد مخدرو همچنین نحوه زندگی این زنان، آنان را در معرض ابتلا به انواع بیماریهای عفونی و تقاربتی چون ایدز، هپاتیت، سوزاک و سیفلیس و دهها عارضه ی دیگر قرارمیدهد
. این زنان در جامعه نیز به عنوان انسانهای بی ارزش و فاسد نگریسته می شوند و خلاصه اینکه این مصیبتها سبب میشوند که تقریبا 90 درصد این زنان به دلیل بیماریهای جسمی و روحی گوناگون در سنین پائین تر از 50-40 سالگی به علت بیماریهای جسمی و روحی یا میمیرند یا خودکشی می کنند.
سئوال
: نظرتان در مورد چاره علاج این مصیبت اجتماعی چیست؟
ثریا
: علاج قطعی و چاره از بین بردن این مصیبت اجتماعی یعنی تن فروشی زنان از بین بردن جامعه طبقاتی و جامعه ضد بشری پر از استثمار سرمایه داری و نیز از بین بردن جامعه مردسالاری می باشد. برابری کامل زن و مرد در همه عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی در پیشرفته ترین جامعه سرمایه داری نیز غیر ممکن بوده و فقط در جامعه ای سوسیالیستی تحقق پذیراست.
اما تلاش برای حقوق انسانی زنان و برابری زن و مرد آن گامهایی هستند که در پیشگیری این مصیبت اجتماعی موثر می باشند
. تامین امکانات بازگشت به زندگی عادی و زمینه کمک به این قربانیان از لحاظ جسمی و روحی، بایستی که زنان هر چه بیشتر در فعالیتهای متنوع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دخیل گردند. در ایران و در شرایط خفقان و حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی تلاش و قدم نهادن در راه مبارزه با این مصیبت اجتماعی و جلوگیری از گسترش این نکبت فقط از طریق مبارزه با این حاکمیت سیاه و ضد انسانی و ضد زن ممکن می باشد.
اساس جمهوری اسلامی بر پایه تحقیر و بی حرمتی به زنان و بی حقوقی آنان استوار بوده
. زن در بهترین حا لت به عنوان جنس دوم و نصف مرد به حساب می آید، به هیمن دلیل اگر میخواهیم چون زنان آزاده و چون انسان آزاد و یکسان با مردان زندگی کنیم، اگر میخواهیم زنان جامعه ما از این تحقیر رها شوند، اگر میخواهیم این تحقیر و اهانت به ما تحمیل نشود، بایستی همه ما یعنی زنان و مردان آزادیخواه برای از بین بردن حاکمیت این نظام بی وقفه مبارزه نمائیم. چون نمی توان از رژیمی که قوانین و عملکردش در جهت گسترش هر چه وسیعتر تن فروشی است انتظار مبارزه با این مصیبت را داشت.
سئوال
: برخورد جامعه نسبت به این زنان به نظر شما چگونه باید باشد؟
ثریا
: به این مصیبت و به زنانی که گرفتار آن شده اند بایستی به شیوه ای انسانی برخورد کرد. آنچه مسلم است این اشت که این زنان با میل و رضای خود این زندگی را انتخاب نکرده اند بلکه این زندگی به آنها تحمیل شده و قربانیان این نظام هستند. باید امکانات بازگشت به زندگی برای این قربانیان فراهم شود تا بتوانند از این مصیبت اجتماعی خلاصی یابند و بتوانند چون دیگران زندگی عادی خود را از سر گیرند.