siimin30@yahoo.com
تریبون زن: سیمین عزیز قبل از هر چیز، تشکر می کنیم از اینکه دعوت تریبون زن را پذیرفتید، اگر اجازه بدهید ، دوست داریم که مقداری از خودتان و فعالیتهایتان برای خوانندگان تریبون زن توضیح بدهید؟
سیمین چایچی: سالهاست که در زمینه ادبیات کار می کنم یعنی حدود سی سال یا بیشتر.
در زمان نوجوانی اولین شعرم را نوشتم و کم کم به صورت تفننی ادامه دادم، در ابتدا برایم جالب بود که می توانم علی رغم سن کم و محدوده ی مطالعاتی کوتاه چیزی بنویسم که از لحاظ صنایع و فاکتورهای تعیین شده شعر باشد.
یادم می آید که حتی دوران قبل از دبستان هم در بازی های کودکانه و نمایش هایی که در کوچه با دوستانم اجرا می کردیم جمله ها را به صورت موزون و البته نامفهوم و بی معنا به کار می بردم. بعدها با ورودم به صحنه ی اجتماع نوشته هایم مفاهیم جدی تر و تازه تری پیدا کرد، اما هم چنان خام و ناپخته.
چشمگیرترین خصوصیت من از همان دوران کودکی و نوجوانی روحیه اعتراضی و عصیان گری بود که در فعالیتها و ارتباط های اجتماعی ام مشهود بود و هنوز هم وجود دارد.
تا سال 1356 اثر قابل توجهی جز چند شعر ترانه به زبان کردی که بیشتر شخصی و عاطفی بود و توسط خواننده هایی مانند هوشنگ شگرف و پرویز مجیدی و... اجرا شد نداشتم.
از این سال به بعد با توجه به قبول مسئولیت زندگی مشترک تحمیلی و تولد دخترهایم ستاره و بهاره تحت تاثیر جریان های سیاسی منطقه، به شکل محتاطانه شعرهایی در زمینه های اجتماعی و سیاسی نوشتم.
در سال 1359 در اتنا دستگیری دفتر شعرهایم ناپدید شد، در مدتی که در زندان اوین و زندان قصر تهران بودم خاطراتم را به صورت کلی نوشتم تا روزی که بتوانم آن را به صورت یک فیلم نامه در بیاورم که البته هنوز موفق نشده ام، اما تصمیم دارم در آینده این کار را انجام بدهم.
سه سال تبعید در شهر کاشان و فشارهای اجتماعی، خانوادگی مدتها مرا از حضور در جمع های ادبی و اجتماعی دور کرد.
از سال 1370 به بعد دوباره با انجمن های ادبی مرتبط شدم و بار دیگر ذهن خفته ام بیدار شد. از این به بعد علی رغم شرایطی نامناسبی که آن زمان بر حضور زن و فعالیت های اجتماعی و هنری سنگینی می کرد در کنار جمعی از دوستان کار ادبی را شروع کردم.
حاصل فعالیتهای اجتماعی و هنری ام در حال حاضر به نسبت آنچه که از لحاظ انرژی و توان در خود می بینم برای راضی کننده نیست، زیرا فعالیتهای مربوط به مسائل زنان و کودکان بخش زیادی از وقتم را می گیرد و در این میان نوشتن که عشقی است زاده شده با من، مظلوم واقع می شود.
در چنین شرایطی ابراز وجود و اظهار نظر یک زن هنرمند پیوسته در حال جنگ و جدل است ، جنگ و جدل با سنت ها و قوانینی که ریشه های قوی چندین هزار ساله دارند و او باید با دست خالی و صرفا به اتکا دستهای خالی دیگر ریشه ها را از جا بر کند...
در حال حاضر عضو هیچ انجمنی نیستم چون حضور در« ان جی او» ها حضوری صوری است و امکان مانور محدود می باشد، اما هر زمان و هر جا که لازم دیده ام، حضور داشته ام.
ضمنا با هر گروهی که دور از هیاهیو و جنجال های سازمانی و عملکردهای انتزاعی حرکت کند همپا و همراهم، و حرکت های رادیکال اجتماعی در زمینه زنان را بهترین عامل پیشبرد رسیدن به خواستهای بر حق و انسانی زنان میدانم.
تریبون زن: سیمین عزیز با توجه به محدودیتهایی که زنان در جوامع ما فرا روی خود دارند، توضیح بدهید که چطور شما توانستید به این اینجا برسید و برای توانایهایت مبارزه کنید؟
سیمین چایچی: نمیدانم اینجایی که میگویید هستم، کجاست؟ اما میدانم که برای رسیدن به این جا، سالهای زیادی از زندگی و عمرم را نمی گویم تلف کرده ام ( چون هیچوقت آدم منفعلی نبوده ام ) میگویم مایه گذاشته ام، بنابراین معتقدم که اگر انسان چیزی بدهد در مقابل چیزی به دست می آورد.
بر اساس معیارهای عمومی و اجتماعی، تا به امروز تاوان های زیادی پرداخته ام ولی به هیچ وجه پشیمان نیستم، زیرا در مقابل آنچه که ظاهرا ندارم همه چیز به دست آورده ام.
شاید این همه چیز من، برای خیلی ها چیزی نباشد، اما مطمئنم کمتر کسی جسارت از دست دادن «آنچه» هایش را دارد.
این است که اکنون با کمال اطمینان به خود اجازه می دهم بگویم در تمامی مقاطع زندگی به دلیل شرایط اجتماعی خانوادگی و مالی هیچگاه نتوانسته ام در حد ایده آل از تمامی توانم استفاده کنم.
تریبون زن: در شعرهایتان از درد و رنج زنان صحبت می کنید، دوست داشتیم توضیحاتی هم در این مورد بدهید؟
سیمین چایچی: همیشه گفته ام که شعر زنان به دلیل شرایط مردسالاری حاکم بر جامعه، شعری است اعتراضی. حتی در کشورهای پیشرفته شعرای زن، از تبعیض های جنسیتی حرف می زنند گرچه این تبعیض ها در بعضی از مناطق پررنگ تر و خشن تر، و در برخی کشورها به پشتوانه قانون مدرن تر و دموکراتیک تر است، اما هنوز هست.
گر چه معتقد به زنانه مردانه کردن آثار هنری نیستم و هنر را فرا جنسیتی میدانم اما اکثر اوقات خواسته و ناخواسته از شعر اومانیستی به شعر جنسیتی میرسم، در حقیقت به طور ناخودآگاه، واقعیت های ملموس دور و برم بر زبان شعری ام تاثیر می گذرد.
شعر امروزجهان بر اساس واقعیت های زندگی به زبانی ساده و روزمره رسیده، یعنی حرف، حرف انسانی است که درگیر مدرنیته بوده و فرصتی برای هضم مفاهیم انتزاعی و تاویل و تحلیل شعر ندارد، و همه چیز باید سهل و ممتنع در اختیار او قرار گیرد.
بنابراین این حرف یک زن شاعر در این برهه ی زمان باید برشی از زندگی در اجتماع ضد زن امروزی باشد.
گر چه کار و زندگی در جامعه ای زن ستیز و بیان واقعیت های زننده نشات گرفته از سنت آئین، و قانون مبتنی بر آن، آسان نیست، اما شعر همچنان مانند شمشیری برنده، نقش هشدار دهنده، آگاهی دهنده و اعتراضی پررنگی در اینگونه جوامع ایفا میکند.
نمیتوان گفت که وظیفه شاعر صرفا بیان درد است، زیرا فکرکردن به درد، آزار دهنده و نا امید کننده است، و انسان نا امید، موجودی است ترسو و منفعل.
حرف آخر اینکه: شاعر باید روح مبارزه و زندگی را در جامعه ی پر از تضاد و ظلم تزریق کند. یعنی چگونه زیستن، مهمتر از چگونه نوشتن است، در واقع شاه شعر یک شاعر چگونه زیستن اوست.
سیمین چایچی سنندج : زمستان 2007
تریبون زن: با تشکر و سپاس فراوان از خانم سیمین چایچی

