تبليغاتX
تريبون زن

تريبون زن

خواننده گان عزیز تریبون زن، آنچه در زیر مشاهده می کنید مصاحبه نشریه تریبون زن با شاعر انقلابی و مردمی ایران خانم سیمین چایچی می باشد.

siimin30@yahoo.com

تریبون زن: سیمین عزیز قبل از هر چیز، تشکر می کنیم از اینکه دعوت تریبون زن را پذیرفتید، اگر اجازه بدهید ، دوست داریم که مقداری از خودتان و فعالیتهایتان برای خوانندگان تریبون زن توضیح بدهید؟

سیمین چایچی: سالهاست که در زمینه ادبیات کار می کنم یعنی حدود سی سال یا بیشتر.

در زمان نوجوانی اولین شعرم را نوشتم و کم کم به صورت تفننی ادامه دادم، در ابتدا برایم جالب بود که می توانم علی رغم سن کم و محدوده ی مطالعاتی کوتاه چیزی بنویسم که از لحاظ صنایع و فاکتورهای تعیین شده شعر باشد.

یادم می آید که حتی دوران قبل از دبستان هم در بازی های کودکانه و نمایش هایی که در کوچه با دوستانم اجرا می کردیم جمله ها را به صورت موزون و البته نامفهوم و بی معنا به کار می بردم. بعدها با ورودم به صحنه ی اجتماع نوشته هایم مفاهیم جدی تر و تازه تری پیدا کرد، اما هم چنان خام و ناپخته.

چشمگیرترین خصوصیت من از همان دوران کودکی و نوجوانی روحیه اعتراضی و عصیان گری بود که در فعالیتها و ارتباط های اجتماعی ام مشهود بود و هنوز هم وجود دارد.

تا سال 1356 اثر قابل توجهی جز چند شعر ترانه به زبان کردی که بیشتر شخصی و عاطفی بود و توسط خواننده هایی مانند هوشنگ شگرف و پرویز مجیدی و... اجرا شد نداشتم.

از این سال به بعد با توجه به قبول مسئولیت زندگی مشترک تحمیلی و تولد دخترهایم ستاره و بهاره تحت تاثیر جریان های سیاسی منطقه، به شکل محتاطانه شعرهایی در زمینه های اجتماعی و سیاسی نوشتم.

در سال 1359 در اتنا دستگیری دفتر شعرهایم ناپدید شد، در مدتی که در زندان اوین و زندان قصر تهران بودم خاطراتم را به صورت کلی نوشتم تا روزی که بتوانم آن را به صورت یک فیلم نامه در بیاورم که البته هنوز موفق نشده ام، اما تصمیم دارم در آینده این کار را انجام بدهم.

سه سال تبعید در شهر کاشان و فشارهای اجتماعی، خانوادگی مدتها مرا از حضور در جمع های ادبی و اجتماعی دور کرد.

از سال 1370 به بعد دوباره با انجمن های ادبی مرتبط شدم و بار دیگر ذهن خفته ام بیدار شد. از این به بعد علی رغم شرایطی نامناسبی که آن زمان بر حضور زن و فعالیت های اجتماعی و هنری سنگینی می کرد در کنار جمعی از دوستان کار ادبی را شروع کردم.

حاصل فعالیتهای اجتماعی و هنری ام در حال حاضر به نسبت آنچه که از لحاظ انرژی و توان در خود می بینم برای راضی کننده نیست، زیرا فعالیتهای مربوط به مسائل زنان و کودکان بخش زیادی از وقتم را می گیرد و در این میان نوشتن که عشقی است زاده شده با من، مظلوم واقع می شود.

در چنین شرایطی ابراز وجود و اظهار نظر یک زن هنرمند پیوسته در حال جنگ و جدل است ، جنگ و جدل با سنت ها و قوانینی که ریشه های قوی چندین هزار ساله دارند و او باید با دست خالی و صرفا به اتکا دستهای خالی دیگر ریشه ها را از جا بر کند...

در حال حاضر عضو هیچ انجمنی نیستم چون حضور در« ان جی او» ها حضوری صوری است و امکان مانور محدود می باشد، اما هر زمان و هر جا که لازم دیده ام، حضور داشته ام.

ضمنا با هر گروهی که دور از هیاهیو و جنجال های سازمانی و عملکردهای انتزاعی حرکت کند همپا و همراهم، و حرکت های رادیکال اجتماعی در زمینه زنان را بهترین عامل پیشبرد رسیدن به خواستهای بر حق و انسانی زنان میدانم.

تریبون زن: سیمین عزیز با توجه به محدودیتهایی که زنان در جوامع ما فرا روی خود دارند، توضیح بدهید که چطور شما توانستید به این اینجا برسید و برای توانایهایت مبارزه کنید؟

سیمین چایچی: نمیدانم اینجایی که میگویید هستم، کجاست؟ اما میدانم که برای رسیدن به این جا، سالهای زیادی از زندگی و عمرم را نمی گویم تلف کرده ام ( چون هیچوقت آدم منفعلی نبوده ام ) میگویم مایه گذاشته ام، بنابراین معتقدم که اگر انسان چیزی بدهد در مقابل چیزی به دست می آورد.

بر اساس معیارهای عمومی و اجتماعی، تا به امروز تاوان های زیادی پرداخته ام ولی به هیچ وجه پشیمان نیستم، زیرا در مقابل آنچه که ظاهرا ندارم همه چیز به دست آورده ام.

شاید این همه چیز من، برای خیلی ها چیزی نباشد، اما مطمئنم کمتر کسی جسارت از دست دادن «آنچه» هایش را دارد.

این است که اکنون با کمال اطمینان به خود اجازه می دهم بگویم در تمامی مقاطع زندگی به دلیل شرایط اجتماعی خانوادگی و مالی هیچگاه نتوانسته ام در حد ایده آل از تمامی توانم استفاده کنم.

تریبون زن: در شعرهایتان از درد و رنج زنان صحبت می کنید، دوست داشتیم توضیحاتی هم در این مورد بدهید؟

سیمین چایچی: همیشه گفته ام که شعر زنان به دلیل شرایط مردسالاری حاکم بر جامعه، شعری است اعتراضی. حتی در کشورهای پیشرفته شعرای زن، از تبعیض های جنسیتی حرف می زنند گرچه این تبعیض ها در بعضی از مناطق پررنگ تر و خشن تر، و در برخی کشورها به پشتوانه قانون مدرن تر و دموکراتیک تر است، اما هنوز هست.

گر چه معتقد به زنانه مردانه کردن آثار هنری نیستم و هنر را فرا جنسیتی میدانم اما اکثر اوقات خواسته و ناخواسته از شعر اومانیستی به شعر جنسیتی میرسم، در حقیقت به طور ناخودآگاه، واقعیت های ملموس دور و برم بر زبان شعری ام تاثیر می گذرد.

شعر امروزجهان بر اساس واقعیت های زندگی به زبانی ساده و روزمره رسیده، یعنی حرف، حرف انسانی است که درگیر مدرنیته بوده و فرصتی برای هضم مفاهیم انتزاعی و تاویل و تحلیل شعر ندارد، و همه چیز باید سهل و ممتنع در اختیار او قرار گیرد.

بنابراین این حرف یک زن شاعر در این برهه ی زمان باید برشی از زندگی در اجتماع ضد زن امروزی باشد.

گر چه کار و زندگی در جامعه ای زن ستیز و بیان واقعیت های زننده نشات گرفته از سنت آئین، و قانون مبتنی بر آن، آسان نیست، اما شعر همچنان مانند شمشیری برنده، نقش هشدار دهنده، آگاهی دهنده و اعتراضی پررنگی در اینگونه جوامع ایفا میکند.

نمیتوان گفت که وظیفه شاعر صرفا بیان درد است، زیرا فکرکردن به درد، آزار دهنده و نا امید کننده است، و انسان نا امید، موجودی است ترسو و منفعل.

حرف آخر اینکه: شاعر باید روح مبارزه و زندگی را در جامعه ی پر از تضاد و ظلم تزریق کند. یعنی چگونه زیستن، مهمتر از چگونه نوشتن است، در واقع شاه شعر یک شاعر چگونه زیستن اوست.

سیمین چایچی سنندج : زمستان 2007

تریبون زن: با تشکر و سپاس فراوان از خانم سیمین چایچی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:59  توسط  تريبون زن  | 

زنان در زندان دهه 60 جمهوری اسلامی

مینا زرین

تردیدی نیست در رژیمهای توتالیتر، همچون جمهوری اسلامی امر سرکوب،زندان، شکنجه به عنوان ابزاری در جهت کنترل اجتماعی برنابودی شبکههای اجتماعی، شخصیت و هویت انسان قرار گرفته و میگیرد. در این سیستم حکومتی، اراده فردی و جمعی، ابتکار فردی و اجتماعی، همواره تحت فشار و سرکوب قرار میگیرد که نهایتا به کنترل پلیسی کل جامعه و تخریب منجر میگردد.

انسان قرار گرفته و میگیرد. در این سیستم حکومتی، اراده فردی و جمعی، ابتکار فردی و اجتماعی، همواره تحت فشار و سرکوب قرار میگیرد که نهایتا به کنترل پلیسی کل جامعه و تخریب منجر میگردد.

جمهوری اسلامی رژیم سرمایه داری/مردسالار با یکانگی در سرکوب و دستگیری و شکنجه زنان و مردان آنان را در روی تخت های زنجیر و شلاق وچوبه های دار ورگبارمسلسل بر تپه های اوین در سالهای63-60 و آمفی تئاتر گوهردشت وحسینیه اوین در سال67 وهمچنین درسایر زندانهای ایران... در یک رویاروئی وجنگ نابرابر، آنان را سرکوب کرد و نسل کشی دهه 60 را بوجود آورد. در این فتوا و فرمان در مورد جنسیت زندانیان نه تنها قیدی نشد ونبود،بلکه ابزار سرکوبگران،کابل ، شلاق، قپان و دستبند بود که بر مقاومت فردی و جمعی، متشکل فرود می آمد و سعی می شد با شکنجه سیستماتیک ،وحشت و ترس مستمر، رفتارفرد شکنجه شده تغییرومطابق میل شکنجه گران و بازجویان درآید.

اما در این رویاروئی نابرابر، زنان و مردان بیشماری نشان دادند که به رغم شکنجه بر جسم و روان، اراده و اعتقاداتشان غلبه ناپذیر است!

در این حین بر زنان، علاوه بر شکنجه جسمی کابل، شلاق، قپان ، فشار روانی و بدرفتاریهای جنسی، اعمال شد که آسیب و فشارهای ماندگاری نیز دربر داشت که توانست زخمهای جانگاهی بر جان و جسم آنان باقی گذارد! بدین معنا در نظام جمهوری اسلامی، شکنجه و بد رفتاریهای جنسی مجازات و اعلام جنگی بود بر علیه نیمی از نیروی جامعه، که جرات کرده بودند از نقش سنتی خود خارج شوند و به پستوی خانهها کشیده نشوند و در برابر تبدیل نشدن به اندیشه فرو دستی که جامعه مردسالار رابطه فرا دست و فرودست را نهادینه کرده بود، مقاومت کردند. طبق قوانین ارتجاعی مردسالار تنها انتظار از زنان اطاعت، ایثار و زایش است. به او مانند مایملک شخصی و شیئی جنسی نگاه میکنند که بتوانند کنترل کامل روی اراده و سرنوشت زنان را به عهده گیرند. با فرهنگ اسلامی و رسالههای قرون وسطایی جمهوری اسلامی، کنترل تمام زندگی زنان یعنی، پرهیز از بیبند و باری، اصول دینی و اخلاقی و وفاداری به پیمان زناشوئی در دستور کار قرار گرفت و آموزش مسایل جنسی تابو به شمرده شد.

با فتوای خمینی، مبنی بر لغو قانون حمایت از خانواده و حجاب اجباری و گرفتن حق وکالت و قضاوت به شکل مجاز و قانونی سرکوب حقوق جنسی زنان آغاز گردید.

حجاب و پوشش در مدارس، دانشگاهها، کارخانهها، در معابد و انظار عمومی اجباری گردید و به بهانه نوع پوشش و بدحجابی مورد بازخواست و بازخرید واخراج قرار گرفتند. زنان بایستی یا با روسری یا توسری به سینماها، تتاترها، مراکز هنری و ادارات وارد میشدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:57  توسط  تريبون زن  | 

مصاحبه تریبون زن با یکی از فعالان جنبش زنان( اوینار) در ایران در رابطه با تشکلهای غیر دولتی .

به دلایل مسایل امنیتی اسم این دوست ما اسمی مستعار می باشد.

 

 

تریبون زن: با تشکر از شما که دعوت تریبون زن را پذیرفتید، در ابتدا مایلم مختصر تعریفی از فعالیت ان جی او ها و نقش آنها در زندگی مردم را برای خوانندگان تریبون زن بدهید ؟

اوینار: تشكلهاي غيردولتي بنا بر نياز طبيعي ناشي از شرايط فكري و محيطي، انگيزها، خصوصيات و آرمانهاي مشترك افراد و جامعه به صورت خودجوش به وجود مي‌آيندی در شرایط دمکراتیک، شهروندان عادی می توانند گروه های مستقلی را سازمان دهند که در خدمت نیازهای جامعه یا کشوری باشند که در آن زندگی می کنند؛ اقدامات دولت را تکمیل و کمبودهای آن را جبران کند و حتی این اقدامات را زیر سؤال ببرند. اغلب به چنین سازمان هایی، سازمان های غیر دولتی یا ان. جی. او. (NGO) گفته می شود، زیرا که آنها زیر مجموعه ادارات دولتی نیستند.

ان. جی. او. ها با آموزش و حمایت از مسائل مهم اجتماعی و در کانون توجه قرار دادن این مسائل، و همچنین با نظارت بر نحوه عملکرد دولت و موسسات اقتصادی خصوصی به شهروندان اجازه می دهند تا جامعه خود را بهتر کنند.

·
ان. جی. او. ها شهروندانی را که از مناطق مختلف گرد هم آمده اند، قادر می سازد تا کار کردن با یکدیگر و همچنین مهارت ها، روابط و اطمینانی را که مستلزم یک دولت خوب است، یاد بگیرند
.

·
ان. جی. او. ها در موارد بسیاری در خدمت منافع شهروندان هستند. آن ها می توانند به عنوان ارائه کنندگان خدمات اجتماعی، مدافعان محیط زیست یا استانداردهای زندگی و استانداردهای شغلی یا به عنوان کاتالیزوری در تغییرات دموکراتیک عمل کنند
.

·
ان. جی. او. ها معمولا نماینده منافع شهروندانی هستند که در غیر این صورت از مناظرات سیاسی ملی به دور می ماندند. بحث و تبادل نظرهای عمومی را در دسترس تمام مردم از هر طبقه اقتصادی و اجتماعی که باشند و زنان و اقلیت ها قرار می دهند
.

·
بودجه ان. جی. او. ها از راه کمک های بلاعوض افراد، سپرده های خصوصی و کمک های افراد بشر دوست، شرکت ها، بنیادهای مذهبی، بنیادهای بین المللی، ان. جی. او. های دیگر، حراج کالاها، و حتی دولت ها تامین می شود
.

·
دولت ها و ان. جی. او. ها اغلب به عنوان شریک با یکدیگر کار می کنند. ان. جی. او. ها می توانند برای اجرا پروژه هایی با سرمایه گذاری دولتی، از بین مردم عادی مهارت ها و کارکنان محلی و منطقه ای را فراهم آورند. ان. جی. او. ها می توانند از لحاظ سیاسی غیروابسته باشند، یا ممکن است بر اساس اندیشه های حزبی بنا نهاده شده و در صدد باشند تا هدفی مشخص یا یک سری از هدف ها را در جهت منافع عمومی پیش ببرند. به هر شکلی، نکته اصلی این است که ان. جی. او. ها می بایست تحت کمترین کنترل سیاسی دولت عمل کنند
.
ان. جی. او. ها برنامه های محلی و بین المللی، تقریبا در تمامی زمینه ها، که به گسترش اصول دموکراسی کمک می کنند، ایجاد می کنند. این برنامه به شرح زیر هستند
:

*
حقوق بشر از طریق ترویج و گسترش استانداردهای بین المللی و نظارت کردن بر اعمال سوء استفاده و تجاوز به حقوق دیگران ، حکومت قانون از طریق کمک های قانونی رایگان یا با هزینه پایین، آموزش تمام شهروندان در مورد حقوقشان و جانبداری کردن از اصلاحات قانونی
.

* حضور زنان از طریق آماده کردن ایشان برای حضور و مشارکت در عرصه سیاسی و حمایت از ایشان در برابر تبعیض های اجتماعی- اقتصادی

*
آموزش های مدنی از طریق آموزش برنامه هایی که بر نقش شهروندان در یک جامعه متنوع، تکثرگرا و دموکراتیک متمرکز است.

*
مطبوعات آزاد از طریق حمایت و گسترش رسانه های گروهی مستقل، تربیت روزنامه نگاران و اعمال کردن استانداردهایی برای روزنامه نگاری اخلاقی
.

*
ایجاد احزاب سیاسی از طریق انتخاباتی که به وسیله ناظرین آموزش دیده همان کشور نظارت می شود و ایجاد انگیزه برای نام نویسی رای دهندگان غیر حزبی
.

*
پاسخگویی دولت از طریق تجزیه و تحلیل سیاست های دولت و نظارت دقیق براقدامات دولتی.ی را سازمان دهند که در خدمت نیازهای جامعه یا کشوری باشند که در آن زندگی می کنند؛ اقدامات دولت را تکمیل و کمبودهای آن را جبران کند و حتی این اقدامات را زیر سؤال ببرد. اغلب به چنین سازمان هایی، سازمان های غیر دولتی یا ان. جی. او. گفته می شود.

یل بسیاری از جوانان مستعد ایران که می خواهند خارج از فضای دولتی، برای بهبود اوضاع زندگی خود و دیگران کاری انجام دهند، مدتهاست که به فعالیت NGO یی رو می آورند، اما برای رسیدن به هدف، راه سخت و پر فراز و نشیبی را می پیمایند. جوانانی که دیگر گونه می بینند و انرژی و پتانسیل هایشان را در خدمت کار جمعی می گذارند اما به جای آنکه حمایت شوند گاهی تحقیر و تهدید می شوند و نتایج فعالیتهایشان نه تنها آنگونه که شایسته است، ارائه نمی شود بلکه گاهی هم واژگون نمایش داده می شود براساس مصوبه سازمان ملل متحد هر سه نفری که برای پیگیری هدف مشترکی در کنار هم قرار گیرند یک NGO محسوب می شوند اما NGOهای ایرانی برخلاف NGO های سایر کشورها، برای آغاز فعالیت و اثبات وجودشان، نیازمند اخذ مجوز از نهادهای دیگر هستند و پس از تاسیس و شروع فعالیت نیز عملکرد آنها زیر ذره بین موافقان و مخالفان قرار می گیرد. با وجود تمام موانع و مشکلات، NGOهای ایرانی روز به روز فعالتر و گسترده تر می شوند، اما تنها پشتیبان قانونی آنها، مصوبه هیات وزیران است که در آن شرایط تشکیل NGO ها بیان شده و هیاتی برای نظارت بر آنها تعیین شده است........

تریبون زن: این ان جی او ها چه نقش های مثبت و منفی ای می توانند در زندگی مردم داشته باشند؟

اوینار: ان جی او ها از آنجایی که در جامعه ایفای نقش می کنند می توانند مثبت یا منفی ظاهر شوند .اما این نگرش نباید مطلق باشد .بلکه باید فعالیت آنها را به طور موردی ونسبی مورد ارزیابی قرار داد. ضمنا نمی توان حکم کلی برای تمام تشکل ها صادر نمود زیرا همه ی آنها یک دست و یکنواخت نبوده واهداف و برنامه ها وعملکرد آنها با هم فرق دارد.

تریبون زن: ان جی اوها در رابطه با فعالیتهای زنان چه اقدامی کرده اند؟

اوینار: گامهایی برداشته اند .متاسفانه فعالیت آنها آنطوری که باید مورد استقبال قرار نمی گیرند وشاید هنوز نتوانسته اند در بطن جامعه زنان قرار گرفته وجایگاه خود را در میان آنان به دست اورند . توده ی زنان جامعه ی ما بیسواد یا کم سوادند و توان جستجو در سایت ها ی مختلف را ندارند وباید جهت اهتمام دادن به برنامه های نو وسازنده در میان زنان راههای دیگری جستجو وانتخاب نمود .ضمنا جنبش اجتماعی زنان را نباید صر فا در مبارزه ی آنان با جنس برابر قلمداد کرد .زنان جامعه ی ما نیازهای علمی ،اجتماعی،مشاوره ای و... زیادی دارند که باید به آنها اهتمام داده شود.

تریبون زن: بحث های متفاوتی در باره ی نقش ان جی اوها در رابطه با جنبش های موجود وجود دارد، یکی از نظرات فکر می کند که تشکیل ان جی او ها به ترمزی در مقابل اشاعه و فعالیت سایر جنبش های دیگر تبدیل گشته است و عده ایی هم فکر می کنند این ان جی او ها کمکی است در جهت جنبش های موجود، نظر شما در این رابطه چیست؟

اوینار: نمی دانم منظور از جنبش های دیگر چیست؟ ولی در کل تقابل کاری وجود دارد .اما فکر نمی کنم در مقابل جنبش ها مثل ترمز عمل کرده باشند.در این زمینه هم باید دید گاهی نسبی داشت .زیرا نوع و چگونگی فعالیت آنها با هم فرق دارد. ولی نباید فراموش کرد که جنبش اجتماعی زنان در ایران وبخصوص در مناطق کرد نشین با مشکلات و معضلات خاص خود روبروست پس باید در این زمینه دیدگاهی منصفانه داشت و موجب یاس ودلسردی افراد فعال ودلسوز نشد.

* تریبون زن: با تشکر از اوینار عزیز که جوابگوی سئوالات ما در رابطه با نقش ان جی اوها شد و در حد امکان به سئوالات ما پاسخ داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:53  توسط  تريبون زن  | 

گزارشی از وضعیت کار زنان کارگر در یکی از شهرهای کردستان که توسط فعالین جنبش زنان کارگر(ژیله مو) آماده شده است.

این گزارش برای نشریه تریبون زن تهیه شده است.

سری به یکی از کارگاههای تولیدی شهر می زنیم با چهره خسته و ناتوان کارگران زن و مرد مشغول به کار روبرو میشویم، با چهره پژمرده نو نهالانی برخورد می کنیم که به جای رفتن به کلاسهای علم و دانش و تکنولوژی به خدمت کسب سود و سرمایه برای خون آشامان سرمایه دار هستند. جای بسی تاسف است!! با یکی از کارگران زن صحبت می کنیم...

سئوال: لطفا خودتان را معرفی کنید؟

زن کارگر: اسم من افسانه است و زندگی تاریک و سیاهم برایم همچون یک افسانه گذرا است. نمی توانم خوشی، راحتی، آسایش و برابری را در زندگی احساس کنم فقط کار، رنج، زحمت، استثمار و بردگی....

سئوال: بفرمائید چند سالتان است؟

زن کارگر:: 30 سال .

سئوال: چند سال است که کار می کنید؟

زن کارگر: من از سن 15 سالگی در تلاش و کوششم تا زندگی بخور و نمیر خود و خانواده ام را تامین کنم آخر گذران زندگی برای طبقه کارگر آنقدر سخت است که همه افراد خانواده به غیر از بچه های زیر پنج سال بایستی کار کنند تازه بدون آن که بتوانیم پس اندازی برای آتیه خود داشته تا در موقع از کار افتادگی و بیماری و.... از آن استفاده کنیم فقط فقط کار از ما کارگران و سود بیشتر و بیشتری برای سرمایه داران مفت خور.

سئوال: کمی از وضعیت خودتان در محل کار بگوئید؟

زن کارگر: بسیار نامناسب و سخت و طاقت فرساست ساعت کار طولانی بدون آنکه استراحتی داشته باشیم، هیچگونه امکانات رفاهی وجود ندارد چون صاحبان کار و سرمایه فقط در فکر کسب سود و سرمایه بیشتر برای خود هستند نه در فکر آسایش و رفاه کارگران. ما کارگرانی که با فروش نیروی کار خود و دستانی پینه بسته کار می کنیم حتی از اساسی ترین امکانات درمانی و بهداشتی و وسایل ایمنی کار بی بهره ایم فقط تنها وسیله کاری مان بازوان توانمند و سازنده مان است که آنهم در مقابل کار ارزان در خدمت لاشخوران و زالو صفتان جامعه به کار می گیریم ، چون جبر گذران زندگی این وضعیت را به ما تحمیل کرده است.

سئوال: چه تعداد کارگر در این کارگاه کار می کنند، وضع دستمزدتان چگونه است و چند ساعت کار روزانه دارید؟

زن کارگر:: حدود 25 نفر کارگر در سنین مختلف از 15 تا 40 سال در این کارگاه کار می کنند دستمزدها بسیار پائین و ساعت کار نه روزانه بلکه اکثر اوقات شبانه روزی است آن هم با فقط روزی یک هزار تومان برای افراد روزکار که از ساعت هفت و نیم صبح تا ساعت 5 صبح روز بعد است و با همان میزان دستمزد، این است وضع زندگی کارگران در شرایط سخت کاری آن هم با وجود این تورم اقتصادی حاکم بر جامعه ما.

سئوال: آیا بیمه هستید؟

زن کارگر: خیر. هیچکدام از کارگران حتی با سابقه کار چند ساله را هم بیمه نمی کنند.

سئوال: کارتان دائمی است یا قرار دادی؟

زن کارگر: نه دائمی و نه قراردادی، بلکه هر کس که با این شرایط نامناسب کاری و رنج و مشقت فراوان سازگار باشد و بدون بیمه و مزایا ادامه دهد تا سال های سال وتا هر وقت که کارگاه دایر است میتواند بماند و کار کند و اگر کارگاه به هر دلیلی مثلا رکود بازار و..... تعطیل شود همه کارگران بدون چون و چرا اخراج و بی کار خواهند شد.

سئوال: برخورد کارفرما با شما و سایر کارگران چگونه است؟

زن کارگر: برخورد کارفرما با کارگران بسیار سخت گیرانه است کار طولانی و یک نفس بایستی کار کرد از صبحانه و عصرانه به غیر از هر نفر یک استکان چای خالی دیگر خبری نیست، باید به موقع صرف صبحانه و عصرانه یا با خود یک لقمه ای بیاوریم یا اگر بخواهیم از مغازه نزدیک هم خرید کنیم خانمها حق ندارند بیرون بروند و خرید کنند، استبداد عجیبی حاکم است و خانمها باید سفارش خرید خود را به مردها بدهند تا برایشان تهیه کنند و اگر کسی به دلیل دوری راه هم مجبور شود نهار را آنجا بماند بایستی با خود نهار بیاورد و از وسایل ایاب و ذهاب هم خبری نیست. اگر برای چند ساعت و یا حداکثر یک روز کارش را ترک کند دستمزد آن روز و حتی چند ساعت کسر خواهد شد. تحمل این همه وضعیت نابسامان فقط بخاطر بیکاری شدید و فقر و فلاکت و گرانی سرسام آور مایحتاج زندگی است که البته این نوع زندگیها را نمی شود زندگی نام نهاد، بلکه مرگی تدریجی است. که شب به موقع خوابیدن احساس مرگ و صبح دوباره برای جان کندن بیشتر زنده خواهیم شد.

سئوال: آیا در رابطه با وضعیت کارتان تا به حال اعتراضی داشته اید؟

زن کارگر: بله کارگران همیشه نسبت به این اوضاع طاقت فرسا اعتراض دارند اما اگر اعتراضات منسجم و یکپارچه نباشد منجر به اخراج و بیکار شدن کارگر خواهد شد. مثلا یک دفعه در رابطه با ساعت کاریمان همگی متحد شدیم و یک صدا با هم اعتراض نمودیم که بایستی ساعت کارمان کاهش پیدا کند که خوشبختانه این اتحاد و یکپارچگی میان کارگران باعث شد تا به خواسته خویش برسیم ، چون قبلا ساعت کار از هفت و نیم صبح تا 11 شب با همان دستمزد، روزانه یک هزار تومان بود که از ساعت هفت و نیم صبح، به 5 بعداز ظهر تقلیل یافت و این خود یک تجربه عملی به حساب خواهد آمد که اتحاد رمز پیروزیست.

سئوال: آیا با سایر کارگران مشغول به کار در کارگاه تصمیم به تشکیل یک کمیته کارگری گرفته اید؟

زن کارگر: بله همانطور که اشاره کردم رمز موفقیت و پیروزی ما کارگران در اتحاد و یکپارچگی ماست با توجه به نفوذ زنان فعال کارگری بارها تصمیم به ایجاد کمیته های کارگری به منظور دست یابی به خواسته های خود گرفته ایم ، اتحاد و همبستگی هم داشتیم اما به بخاطر ترس از اخراج و بیکار شدن موفق نمی شویم.

سئوال: در خاتمه چه پیامی برای کارگران و مدافعان حقوق کارگران و زنان و... در سراسر ایران و جهان در رابطه با آزادی های اجتماعی و اقتصادی خود دارید؟

زن کارگر: پیام من به عنوان یک زن، یک کارگر، یک محروم اجتماعی و ستمدیده رو به تمامی آزادی خواهان و مدافعان حقوق انسانها این است که همواره یار و حامی ما باشند تا با امید توان خود و حمایت مدافعان راستین حقوق کارگران مبارزات گسترده خود را به پیش ببریم و به احقاق حقوق خود و همنوعانمان جامه عمل بپوشانیم، زندگی آسوده ای همچون انسانی واقعی داشته باشیم.

 

* تریبون زن: ما صمیمانه از شما دوستان عزیزژیله مو تشکر می کنیم که این مصاحبه را از محیط کار خویش، برای نشریه تریبون زن را ترتیب داده اید. و با آرزوی موفقیت و مبارزه متحد تمام کارگران برعلیه استبداد و تلاش برای ایجاد تشکلهای کارگری.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:51  توسط  تريبون زن  | 

قتل های" ناموسی" و خشونت علیه زنان تحت نام دفاع از ناموس

سالیانه تعداد بیشماری از زنان و دختران جوان و حتی دختران در سنین کودکی جان خود را تحت عنوان قتل "ناموسی"از دست می دهند و قربانی قوانین قرون وســــــطائی و ارتجاعی حاکم بر جامعه و خانواده خود می شوند.

بر اساس یکی از گزارشات سازمان ملل (UNFPA )، آمار رسمی تعداد کشته شــــــدگان زن به دست نزدیکان مرد خود چون شوهر،پدر،برادر و... سـالیانه رقمی بیش از 5000 نفر است. این در حالی است که بر اســـاس گزارشات AMNESTY ،آمار غیر رسمی و اعلام نشده بســــیار بالاتر از ارقامی چون 5000 نفر در سال است. به عنوان مثال تعداد قتل های " ناموسی" در پاکســـــتان

هر سال، سر به هزاران نفر میزند و این تعداد هر سال رو به افزایش است.

قتل های "ناموسی" در بسیاری از جوامع و کشــــــــورهای دنیا که سرمایه و به طبع آن قوانین ارتجاعی و مرد ســـالارانه حاکم است،اتفاق می افتد. بر اساس یکی از گزارشات سازمان ملل

که تازه آنهم گزارشی قدیمی است و از سال 2000 میلادی باقی مانده، قتل های "ناموسی" در کشورهائی همانند بنگلادش،برزیل،یمن،چین،پاکستان،مراکش،سوئد، ایتالیا،عراق، اسرائیل ،مصر،هند،،اکوادور، ایران ،ترکیه،اوگاندا و بسیاری از ممالک دیگر به درجات متفاوت اتفاق افتاده است و کماکان رخ میدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:48  توسط  تريبون زن  | 

نگاهی به تحقیقات شهرزاد مجاب

 در ارتباط با NGO های شهر سلیمانیه

 

در تاریخ 21  ژوئن 2006  شهرزاد مجاب در شهر استکهلم  در یک سخنرانی تحت عنوان '' نقد وبررسی NGOها تشکلات غیر دولتی زنان در کردستان عراق " نظرات ونتایج تحقیقات خود را پیرامون این تشکل ها ارائه نمود .

آنچه که در اینجا به بحث گذاشته میشود در دو بخش میتوان آن را خلاصه کرد . در بخش اول نحوه تحقیقات و نقش محقق را ضروری میدانم .

    مجاب در این سخنرانی اظهار داشت که‌ این تحقیقات بر متن روابط دیرینه و آشنائی ایشان با بخش زیادی از کادرها و فعالین زنان در کردستان عراق و در طول دو سفر ایشان به آنجا در سالهای 2002 و 2005 صورت گرفته است . نتایج مورد بحث ، براساس مباحثات ، مشاهدات نزدیک و گفتگو با فعالین و رهبران هشت NGO  ی زنان در شهر سلیمانیه بدست آمده است . ایشان بر دقیق بودن متد کار تحقیقی خویش تأکید داشته و چنین اظهار میدارد که " علیرغم تفاوتهای خاص کردستان ، اما این نتیجه گیریهای من به کل جهان و مناطق دیگر نیز میتوان آنرا ربط داد و در تمام دنیا به نتایج مشابه رسید " در ادامه اظهار میدارد که تحقیقات Sabina Link  در آلمان در مورد  زنان  و NGO ها نیز  همین نتیجه گیریها را بدست آورده .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:57  توسط  تريبون زن  | 

جنبش کارگری و زنان

 

یادم می آید سال 60 بود که عوامل رژیم یورش آورده بودند به خانه کارگر و می خواستند آنرا از دست کارگران انقلابی بگیرند. درگیری بالا گرفته بود. ما زنان نیز که 8-7 نفر بودیم، می خواستیم مقابله کنیم. یکی از رفقای مرد رو به ما زنان کرد و گفت: خواهش می کنم شما ها از اینجا بروید. اعتراض کردیم که چرا برویم؟ بی معطلی گفت: اینجا جای زنها نیست.

با ذکر این خاطره می خواستم کمک بگیرم برای ارائه تصویر وضعیت امروز زنان در جنبش کارگری مردانه مان.

من مخالف این دیدگاه هستم که آپارتاید جنسی را نادیده می گیرد و تنها سلطه طبقاتی را مد نظر قرار میدهد. نمی توان و نباید حل مسئله جنسی را در گرو حل مسئله طبقاتی دانست. در ضمن اینرا هم باید خوب فهمید که ستم جنسی انحصارا ستمی است که بر زنان اعمال میشود و درد این ستم جنسی را زنان در تحملش با هم طبقه ای شان کارگران مرد نه تنها مشترک نیستند بلکه به درجاتی مردان کارگر هم در اعمال این ستم جنسی بر زنان کارگر سهیم هستند. و این بی تردید حقیقت دارد.

زنان کارگر در مبارزه شان فشار مضاعفی را تحمل می کنند. بنابراین جنبش کارگری باید بیش از همه جنبش های دیگر برای پیشبرد مبارزه علیه ستم جنسی نیرو آزاد کند. این واقعیتی است که زنان در دو جبهه می جنگند و میدان مبارزه اش وسیعتر است. من صحیح نمی بینم که همه پدیده ها را به سلطه طبقاتی ربط بدهم و فقط از یک پنجره به یک باغ خزان زده پائیزی نگاه کنم و از طرفی هم نمی خواهم سوسیالیسم را به حد خواسته ها و تغییرات رفرمیستی که با وجود سرمایه داری و حفظ نظم موجود طبقاتی هم میتوان در جامعه بدست آورد، تقلیل دهم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:52  توسط  تريبون زن  | 

پا در هوا بودن راهکارهای لیبرالیسم در رابطه

با دو معضل خشنونت و تن

فروشی و بالندگی عنصر آگاهی در میان زنان ایران

فرشید شکری

 

مدتهای مدیدی است جامعه شناسان چپ و فعالین سوسیالیست و رادیکال در جنبش زنان ایران در حال کنکاش و بررسی بر روی دو پدیده ی دردآور اجتماعی یعنی اعمال خشونت علیه زنان و همچنین رشد بی سابقه ی تن فروشی در بیست و هشت سال گذشته هستند.                                                                             

ایندسته از صاحب نظران و کوشندگان مسائل زنان سعی دارند تا با نمایاندن و کالبد شکافی عامل اصلی دخالتگر در زایش معضل تن فروشی( توزیع ناعادلانهء ثروت اجتماعی) به اضافه ی تشریح شفاف اثرات فرهنگ منحط مردسالاری حاکم بر جامعه در فرودستی، بی حقوقی و آزار زنان، طریق اصولی درمان و یا بعبارت دیگر راه صحیح رهائی از مشکلات موجود را پیش پای زنان ستمکش ایران بگذارند.      نگرش فوق همه ی ادیان و مهمتر از آن مناسبات تولیدی حاکم را مسبب این ناهنجاری ها در جامعه ای بمانند ایران و سایر جوامع بشری دانسته و راه  خلاصی نیمی از جمعیت زمین را از شر خشونت و خودفروشی چه در ممالک مذهب زده و چه در کشورهائیکه مذهب از سیستم آموزشی و حکومتی شان حذف گردیده منوط به انحلال مالکیت خصوصی  می داند. همین ریشه بینی سبب جلب سمپاتی قسمت اعظمی  از زنان و مردان برابری طلب ایران به این دیدگاه و گرایش گردیده است.                                                                                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:51  توسط  تريبون زن  | 

مطلبی که ملاحظه می کنید دوست گرامی ما به اسم ”osetak Ranjbar”   از بلوچستان از وضعیت زنان بلوچ برای نشریه تریبون زن فرستاده است. اسم این دوست گرامی ما به دلیل مسایل امنیتی اسمی مستعار می باشد.

 

زنده به گور

”osetak Ranjbar”              

يکي از روزهايي که رحيمه از مدرسه باز مي گشت خبر رسید مرد پا به سن گذاشته اي که قرار بود از شهر بيايد و او را به عقد خود در آورد در سانحه تصادف کشته شده، رحيمه دخترريز اندامي بود که 10 سال بيشتر نداشت و دوران بلوغ را هنوز تجربه نکرده بود . پدرش در ازاي شيربهايي رضايت به این ازدواج داده بود.رحيمه حالا دوباره مي تواند بازي هاي کودکانه اش را از سر بگيرد و شايد خيلي خوش شانس بود که ازدواجش يکي دو سال به تاخير افتاد (البته اميدوارم) اما خيلي ها شانس رحيمه را نداشتند .دختر بچه هاي زیادی هر روزه   با دنيايي از  روياهاي کودکانه خود روانه هجله عروسی می شوند و البته اینجا شرعاً  و قانوناً مورد تجاوز قرار مي گيرند ، در هم مي شکنند تا بزرگ شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:49  توسط  تريبون زن  | 

در دنیای نابرابر امروز

 

امیر کلاه قوچی

 

در دنیای نابرابر امروز، پایمال کردن حقوق زنان و دختران در سطح بسیار گسترده­ای در کشورهای مختلف جهان، به امری بسیار معمولی تبدیل شده است و در این میان فقط در معدود کشورهایی، زنان و دختران از حقوق اجتماعی خویش، آن­هم نه به طور کامل، بلکه با کمبودهای بسیار برخوردار هستند.

نظام سرمایه­داری، در ادامه و تکامل تاریخ چند هزار ساله بشری و مذهب­های متفاوت در جهان و با اتکا بر باورهای بسیار عقب­افتاده در جوامع گوناگون، و به رسمیت شناختن آنها تحت لوای فرهنگ مردم به نهادینه کردن سرکوب زنان به مثابه نیمی از انسان به وسیله این مذاهب و باورها و پیش­برد این روند وسیله مردان در جامعه، لطمات بسیار سنگینی را بر مبارزات کل انسان­ها بر علیه نظام سرمایه­داری وارد آورده است. با این ترفند نیمی از جامعه را در مقابل نظام سرمایه­داری آسیب­پذیر نموده و با پایمال کردن حقوق نیمی از انسانها در مقابل نیمی دیگر روند رشد مبارزه علیه این نظام را تا حدود بسیاری کند نموده است.  و با کالایی کردن زن در دیگر جوامع روی دوم این سکه را در نهایت بیشرمی به پیش میبرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:43  توسط  تريبون زن  | 

نگاهی کوتاه به معضلات زنان در سوئد و مبارزه علیه رفع آن

اختر کمانگر

 

در سال های 1800 و1900 در سوئد یک سری تغییرات در مورد  زنان به وجود آمد که وضعیت زنان را تحت تاثیرقرارداد. قبل از این تغییرات جای زنان خانه بود و کار آنها بزرگ کردن بچه، خانه داری و اطاعت کردن از شوهران.

در آن زمان این مرد بود که برای زنان تصمیم می گرفت. زنان بدون اجازه شوهر نمی توانستند حتی ازدرآمدی که خود داشتند استفاده  کنند.

در اواخرسالهای 1800 و اوایل 1900 زنان برای کسب حق رای مبارزه خود را شروع کردند و اقدام به تظاهرات و جمع کردن امضا نمودند. اولین تغییری که در وضعیت زنان بوجود آمد حق وراثت برابر بود. تغییر دوم این بود که زن 25 ساله دیگر بالغ محسوب میشد و می توانست بر سرنوشت خود تصمیم  بگیرد. مردها حق نداشتند  زن خود را کتک بزنند و زنان حق داشتند درس بخوانند و مدرک بگیرند.

در 27 آگوست 1910 تصمیم گرفته شد که روز 8 مارس به عنوان روز جهانی زن تعیین گردد. سا ل 1919 زنان حق رای را به دست آوردند ولی در سال 1921 بود که برای اولین بار زنان در انتخابا ت شرکت کردند و رای دادند. درهمین سال (1921) بود که زنان این حق را به دست آوردند که در مورد زندگی ودرآمد خود تصمیم بگیرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:41  توسط  تريبون زن  | 

توده ای شدن مبارزات زنان، اشکالات و موانع

صدیقه محمدی

 

زنان لیبرال در ایران به کمک دولتها و رسانه های غربی امکان طرح مطالبات قشر متوسط و

 تحصیل کرده را می یابند به آنها کمک می شود که به خارج کشور بیایند ،  از طریق چاپ نظرات و خواستهایشان در مطبوعات، کتب، سایتهای اینترنتی و سخنرانی در پالتاک و رادیو تلویزیونهای فارسی زبان خارج کشور میتوانند مطرح شوند. و غرب و امریکا تلاش دارد آنان را چون نمایندگان زنان ایران معرفی کند.

از لحاظ طبقاتی- به مصلحت زنان لیبرال نیست زنان زحمتکش، خانه دار و کارگر به جنبش زنان بپیوندند- به همین دلیل در راستای توده ای کردن جنبش زنان هیچ اقدامی از طرف نخبگان لیبرال صورت نمی گیرد و اساسا مساله شان این نیست.

این زنانی که صدایشان شنیده میشود، مطالبات ملی و مذهبی و قانونی را مطرح می کنند منافع طبقه خود را و در نتیجه رفع ستم طبقاتی  که اساسی ترین مانع مشارکت اقتصادی، اجتماعی- سیاسی زنان زحمتکش است مطرح نمی شود و فقر و بیسوادی، نداشتن امکان تحصیل و کار و... روزبروز بر مشکلات اجتماعی جامعه،  بخصوص زنان و جوانان می افزاید. افزایش اعتیاد و تن فروشی و خودکشی و طلاق و جرایم را با این توضیح میتوان درک کرد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:36  توسط  تريبون زن  | 

به بهانه انتشار شماره 3 تریبون زن

 

شماره سوم گاهنامه تریبون زن در آستانه هشتم مارس روز جهانی زن در اختیار خوانندگان آن است. این امر شفقی بیشتر از حالت معمول برای ما به همراه دارد. تریبون کوچک ما بخشی از تلاشگران جنبش زنان، به آکسیون جهانی همه انسان های آزادیخواه در سراسر جهان که همبستگی و عزم خود را برای برچیدن تبعیض و ستم جنسی در تریبون روز هشتم مارس به نمایش می گذارند، می پیوندد.

مبارزات زنان در ایران و جهان برای دستیابی به خواسته هایشان و رهایی و برابری کامل بین زنان و مردان همچون آب جویبار، همچنان جاریست. جهت دادن به این جویبار و رسیدن به هدف که همانا رسیدن به جامعه ای که در آن هیچ نوع ستمی به بهانه جنس و رنگ و نژاد و ... جایگاهی نداشته باشد، امر پیشروان چپ و کمونیست  است. این امر آگاهی بر پیچ و خم های این راه و دانش سیاسی و شفافیت نظری و گرایشی برای خنثی کردن راهکارهای لیبرالی طبقات دارا لازم دارد که می باید در کنار اعتراضات روزمره و همراه و عجیین با آنها پیش رود.

 

تریبون زن تلاشگر این راه و رسالت است. ما در این شماره هم به سیاق شماره های قبل کوشیده ایم به امر تقویت جنبش با ظرفیت و موثر، اما پراکنده و نامنسجم زنان، برویم  تا  بتوانیم موقعیت رادیکال این جنبش را تقویت نمایم، برای این امر مهم، ما هم مانند دو شماره قبل تر، سعی کرده ایم در رابطه با راهکارهای متفاوت و بخصوص چپ و کمونیستی به سراغ فعالین و صاحب نظران جنبش زنان برویم تا از زوایای مختلف مسائل این جنبش را انعکاس دهند، آن را به ارزیابی کشند و در حد امکان رهنمود و راه حل های خود را برای راه های پیشروی و تقویبت جنبش زنان ارائه دهند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:33  توسط  تريبون زن  | 

شماره 3 گاهنامه  تریبون زن
 در 62 صفحه منتشر شد
این شماره  به مسـئولیت روناک آشناگر و همکاری شمسی خرمی، بهرام رحمانی و هلمت احمدیان منتشر  شده است 
مطالب و مصاحبه های  این شماره با زنان کارگر ژیله مو، سیمین چایجی ، اوینار و ثریا فتاحی است و مطالبی به قلم فرخنده آشنا، یوکو کیدو، فرشید شکری، بهرام رحمانی، صئیقه محمدی، اختر کمانگر، امیر کلاه قوچی، شمسی خرمی، فوزیه ختمی، ستیک رنجبر، مینا زرین و مینا اسدی را در این شماه می خوانید.
ل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 0:20  توسط  تريبون زن  | 

خجسته و پر توان باد روزهمبستگی جهانی زنان!

              

فراست صالحی

درشرایطی به استقبال 8 مارس روز جهانی زن می رویم، که پس از گذشت بیش از یک سده از مبارزات زنان هنوز با پدیده خشونت علیه زنان در جامعه و خانواده از جمله خودسوزی، خودکشی، تن فروشی، فرار دختران جوان از خانه و خرید و فروش آنان از سوی عاملان سرمایه و... بخصوص در کشورهای بنیادگرای اسللامی روبرو هستیم.

پدیده خشونت علیه زنان هر چند انعکاسی از فرهنگ مردسالاریست، در عین حال رابطه نزدیک و تنگاتنگ و ریشه در نظام طبقاتی دارد. باید گفت که وضعیت موجود، حاصل رشد فزاینده  فقر، بیکاری، تورم و گرانی بیش از حد، که هر چه بیشتر توده کارگر و زحمتکش را به خط فقر نزدیک کرده است، می باشد. وضع موجود به کلامی دیگر، بازتابی از سیاست های نئولیبرالیسم جهانی، جهانی شدن سرمایه و جنگ و... از یک طرف و رشد بینادگرایی بخصوص در خاورمیانه از طرف دیگر می باشد که وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان را بیش از پیش به مخاطره انداخته است.

بی حقوقی علیه زنان آنچنان در جامعه ما ریشه دوانیده است، که تمامی زنان جامعه را در بالاتری سطح ممکن تحت فشار قرار داده است. رژیم جمهوری اسلامی از همان روزهای اول حاکمیت خود نوک تیز حمله را علیه زنان نشانه گرفت و با طرح جداسازی در جامعه آنان را هر چه بیشتر در معرض بیکاری و خانه نشین کردن قرار داد و با سرکوب  مبارزات حق طلبانه آنان، کوشید هر چه بیشترآنان را منزوی نماید و در مقابل هم زنان در این با تداوم مبارزات پیگیر خود، علیه سیاست و قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی ایستادگی کردند.
اعتراضات و مبارزات وسیع زنان در روز 8 مارس 1357 نمونه ی بارزی از مقاومت زنان در مقابل فرمان خمینی علیه حجاب اجباری بود.

 دولت احمدی نژاد نیز که با خود تعمیق بحران های موجود در جامعه ایران را بهمراه آورده است، برای گریز از تنگناهای سیاسی و اجتماعی و تحکیم حاکمیت خود، بحران اتمی را هم به وسیله و بهانه ای برای به عقب راندن  جنبش های اجتماعی موجود در جامعه، از جمله جنبش زنان تبدیل کرده است و تعرض  خود را بر زنان افزایش داده است.

درچند روز اخیر در شرایطی که در آستانه روز جهانی زن قرار داریم، نیروهای سرکوبگر رژیم با حمله به تجمع اعتراضی زنان مبارز و دستگیری آنان بمنظور ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم، برای جلوگیری از برگزاری مراسم 8 مارس تلاش نموده است. امری که بدون شک مانند همیشه تاثیری در گرامیداشت این روز نخواهد گداشت.

خواست، مطالبات و مبارزات تعمیق یافته  جنبش زنان امروز فراتر از برگزاری مراسم 8 مارس است  و تبلور این امر بدرستی در قطعنامه های زنان در 8 مارس نیز خود را نشان داده و می دهد.

جنبش زنان در ایران امروز می رود تا رادیکال تر از همیشه در جهت خواست ها و مطالبات انقلابی خود قدم بردارد. این جنبش با اتکا به خود و اتحاد هر چه بیشتر نیروهای انقلابی  و جنبش های دیگر درون جامعه از جمله جنبش کارگری، دانشجویی و جنبش انقلابی مردم کردستان به یک جنبش سراسری بدل گردد.

جنبش زنان این ظرفیت را دارد و می باید  به یک جنبش تعرضی و توده ای تبدیل گردد. این امر در گرو دخالت دادن هر چه بیشتر توده زنان کارگر و زحمتکش و مطرح کردن و  خواست ها و مطالبات آنها با افقی سوسیالیستی است.

معضلات زنان امریست سیاسی – اجتماعی و طبقاتی. در روز 8 مارس امسال جنبش کارگری ضروریست به متحد اصلی آنان تبدیل گردد، در غیر این صورت جنبش زنان به یک جنبش حاشیه ای و غیر توده ایی مبدل گشته و به آسانی از طرف بورژوایی و نیروهای لیبرالی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. معضلات و مسائل اکثریت زنان کاگر و زحمتکش و زنان خانه دار، امریست که با ستمکشی فراجنسی نیز عجین است و این درد بزرگ پاسخ کامل و ریشه ای خود رادر ابعادی هم جانبه از طریق دگرگون ساختن حاکمیت و نظم وارونه موجود  میگیرد

روز 8 مارس را به روز اعلام همبستگی جهانی زنان علیه خشونت و هر گونه بی عدالتی در جامعه تبدیل نمائیم و با هر چه پرشکوه تر کردن صف مبارزاتی زنان و محکوم کردن سیاست دولتهای ایران و آمریکا علیه سیاستهای ضد انسانی صدای خود را در این روز به گوش جهانیان برسانیم.

 

زنده باد 8 مارس روز همبستگی جهانی زنان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:39  توسط  تريبون زن  | 

نکاتی در خدمت به هر چه باشکوه تر برگزار کردن مراسم روز جهانی زن

 

8 مارس روز جهانی زن در راه است. برگزاری مراسم این روز در سراسر جهان فراتر از یک جشن سنتی یا یک یادآوری تاریخی است. چند و چون برگزاری مراسم این روز به یکی از نشانه های درجه توانایی و معیارهای رو به پیش جنبشهای زنان تبدیل شده است. در این روز میزان توانایی های جنبش زنان در مقابله با موانع موجود بر سر راه دست یابی به حقوق انسانی خود به نمایش در می آید.

اکنون چند سالی است که در ایران پیشروان و فعالین جنبش زنان تلاش خود برای تحمیل این روز را به رژیم اسلامی چند برابر کرده اند. نیروهای امنیتی و انتظامی رژیم ارتجاعی و ضد زن در ایران با کینه توزی کم نظیری به مقابله با زنان آزاده ای که میخواهند مراسم این روز را برگزار کنند می پردازند. پاسدارها و خواهر زینب های چماقدار تمام قوای خودرا بکار می اندازند تا حتی اگر شده از خواندن یک سرود و سر دادن یک شعار توسط زنان اجتماع کننده جلوگیری کنند. نمونه آنرا سال گذشته در رویدادهای پارک لاله تهران دیدیم. اما واقعیت این است که رژیم اسلامی با بکار بردن همه ابزارهایش هم نتوانسته است که شور و شوق برگزاری این روز را در زنان ایران خفه کند. واقعیت این است که حتی انعکاس همین درگیریها و مقاومتها، خود در رسوا کردن بیش از پیش رژیم و در دادن اعتماد به نفس به زنان پیشرو نقش بر جسته ای داشته است. مبارزات زنان ایران امروز به یکی از ستون های اساسی مبارزه ریشه ای با نظام حاکم تبدیل شده است.

در سالهای اخیر در بعضی از شهرهای کردستان شاهد تلاش ارزشمند زنان برای تبدیل کردن برگزاری مراسم این روز به یک سنت جا افتاده بوده ایم. مراسم این روز با همت زنان پیشرو با گرایشات چپ و سوسیالیستی می رود تا به یک رویداد غیر قابل حذف در این جامعه تبدیل شود. نشانه های تاثیر اجتماعی فعالیت این قشر از زنان کردستان را میتوان در تحرک گروههای دیگر با گرایشات اصلاح طلبانه و لیبرالی و فیمینیستی اسلامی هم مشاهده کرد.

در کنار این حرکتها دستگاههای رژیم هم هر ساله در حول و حوش این روز بکار می افتند تا با آلوده کردن مراسم ها به سموم دخالت دولتی از تاثیر حرکات چپ و رادیکال در این زمینه بکاهند. در عین حال برای برگزاری مراسم های جداگانه ای که توسط گروههایی با گرایشات راستروانه سازمان داده میشود تسهیلاتی فراهم می کنند. حتی سعی میکنند سخنرانان و سخنگویان خود را به این مراسم ها بفرستند. اما با همه اینها نفس توجه رژیم به این عرصه خود نشانه اهمیت حرکتی است که پیشقراول آن زنان آزاده و مبارز در جامعه بوده اند.

هم اکنون سازمانها و گروههای غیر حکومتی متعددی موسوم به ان. جی. او. های زنان با گرایشهای مختلف در حال تدارک مراسم این روز هستند. آنچه که در این نوشته کوتاه مورد نظر است، این است که با توجه به تجارب سالهای گذشته در خود کردستان،نشان داده شود که از چه راههایی میتوان با حداقل تفرقه در صفوف زنان و با نشان دادن حداکثر توانایی جریان رادیکال ،مراسم های هر چه باشکوه تری برگزار شوند. در همین رابطه است که تکیه بر چند نکته ضروری است.

1_ اهمیت بر گزاری مراسم روز جهانی زن در هر چه توده ای تر برگزار شدن آن است. مهم این است که زنان و مردان برابری طلب در این مراسم از جمعیت متحد و از پژواک فریادهای خود نیرو و اعتماد بنفس کسب کنند. بنابراین برگزاری مراسم های خصوصی در محافل کوچک که ویژه دوران خاصی از حیات رژیم حاکم بوده است، در عین اینکه نشانه تلاش و تعلق خاطر صمیمانه برگزار کنندگان آن است ، امروز دیگر نبایستی انرژی و توان زنان مبارز را بخود مشغول کند. این محافل و تجمع ها بایستی مانند جویبارهایی از همه جا به سمت مراسم اصلی و مرکزی شهر سرازیر شوند.

یکی از کمبودهای حرکت 8مارس در کردستان هنوز این است که نتوانسته است به اندازه لازم توجه زنان زحمتکش را بخود جلب کند. تجمعی از فعالین و پیشروان زنان اگر چه اهمیت خود را دارد اما آنچیزی نیست که ما در کردستان با درجه بالایی از آگاهی اجتماعی و از سنت مبارزه و مقاومت که در این زمینه وجود دارد ،بدنبال آن هستیم. پس اصل اول در این روز بایستی این باشد که شمار اجتماع کنندگان هر چه پر تعدادتر باشد. البته روشن است که اجرا کردن آن در عمل برای پیشروان سازمانده،مستلزم داشتن تجربه لازم در این زمینه است و از اینجا به نکته دوم می رسیم.

2_ وقتی اصل بر هرجه پر جمعیت تر برگزار کردن مراسم باشد، در این صورت توده زنان و مردان علاقمند به شرکت بایستی بدانند که به مراسم پرخطری قدم نمیگذارند.آنها بایستی متقاعد شوند که برگزاری چنین مراسمی در شرایط کنونی امکانپذیر است و بدانند که برگزارکنندگان مراسم انسانهای مسئولی هستند که شرایط را درست تشخیص داده اند و می دانند که چه حرکتی امکان پذیر است و چه حرکتی امکان پذیر نییست. برای امنیت این تجمع از قبل فکر کرده اند. انتهای حرکت خود را هم پیش بینی کرده اند و برگزاری این مراسم سوق دادن اجتماع کنندگان به سوی رویاروئی های سخت و پر خطر با نیروهای امنیتی رژیم نیست. میتوان با بکار بردن روشهای سنجیده، کار حمله به تجمع روز جهانی زن را برای نیروهای انتظامی رژیم دشوارتر کرد.

برگزارکنندگان مراسم حتی بایستی از قبل برای بعضی از حرکتهای احتمالی خود انگیخته و احساساتی گروههای از شرکت کنندگان که خارج از سیاست عمومی ناظر برمراسم باشد، خود را آماده کرده باشند و بدانند که در صورت بروز چنین حرکاتی چگونه با ملایمت و دلسوزی آرامش را به تجمع بازگردانند. با حرکت در همین جهت به نکته سوم می پردازیم.

3_ گفتیم که گروههای مختلف زنان و مردان با گرایشهای مختلف در تدارک برگزاری مراسم هستند. اما سنت 8 مارس در مجموع و تاریخا و عملا یک سنت چپ بوده است. بنیانگذاران آن کمونیستها بوده اند. در اینجا و در این دوره گرایشی که به برگزاری روز جهانی زن علاقه نشان می دهد، قبل از هرچیز معنای آن در دنیای واقع این است که بخواهد یا نخواهد تحت تاثیر معنوی یک شعار و یک حرکت چپ قرار گرفته است و البته سعی میکند آنرا در سیستم فکری و اجتماعی خود بکار بگیرد. بنابر این علی القاعده میتوان با آنها در برگزاری مراسم متحد شد. لازم است که همه روشهای اصولی را بکار گرفت تا اگر ممکن شود همه با هم این مراسم را برگزار کنند. از نظر من در این زمینه توجه بیشتر باید به جلوگیری از سوء استفاده رژیم معطوف شود.نبایستی بگذرایم سخنگویان رسمی دولتی در این مرسم ها سخنرانی کنند و یا پیام هایشان خوانده شود. این مراسم جای خودنمایی فرماندار و استاندار و دیگر افراد رژیم که سرتاپای رژیمشان دشمنی با حقوق انسانی زنان است ، نیست. اما بعنوان مثال اگر زنی میخواهد با حجاب کامل در این مراسم حضور داشته باشد، بایستی بگذاریم که خود متوجه تناقض سر و وضع و پوشش خود با شعارهایی که بر در و دیوار آویزان شده است و یا سر داده میشوند، بشود.

سازماندهندگان مراسم بایستی نشان بدهند که بدون انحصار طلبی به گرایشهای دیگر هم مجال طرح شعارها و سخنرانی خواهند داد. قبلا گفتم که نفس برگزاری مراسمی که در آن شعارهای چپ و رادیکال طرح میشود، بر فضای سیاسی جامعه تاثیر میگذارد و اگر برگزاری مراسم روز 8 مارس برای ما یک هدف در خود نیست که در آن جمع شده باشیم تا دق دلیهای خود را خالی کنیم، بلکه هدف اجتماعی بزرگی را مد نظر دارد، در این صورت بایستی بفکر انعکاس نیرومند اجتماعی آن باشیم.

این سیاست برای برگزاری مراسم 8 مارس شاید همیشه و همه جا مصداق نداشته باشد، ولی در شرایط کنونی کردستان و وجود یک جنبش عمومی مقاومت و انقلابی در برابر رژیم اسلامی، سیاستی اصولی و کارساز است.

نکته چهارم به شعارهایی که لازم است طرح شوند مربوط می شود.

4_ گرایش چپ و رادیکال نبایستی در طرح مطالبات برابری طلبانه زنان دچار محافظه کاری شود. همه آنچه که برای مثال در "بیانیه حقوق زن " مصوب حزب کمونیست ایران آمده است، همه جا و از جمله در این مراسم ها هم قابل طرح هستند. هیچکدام از اینها شعارهای باصطلاح تحریک آمیز، افراطی و یا زود رسی نیستند. اما انتخاب این یا آن مطالبه و برجسته تر کردن آن بایستی به نحوی باشد که بویژه زنان زحمتکش شرکت کننده در مراسم آنرا به زندگی و حقوق پایمال شده خود بیشتر مربوط بدانند. یعنی در واقع انعکاس مشکلات واقعی همین امروز زندگی آنها باشد نه مشغله ذهنی گروههای محدود و حاشیه ای. مهم این است که بعد از برگزاری مراسم چه آموخته هایی در ذهن آنها نقش می بندد و در روزهای بعد آنها را در صحنه های محتلف زندگی خود در خانواده، در جامعه و در مقابل قوانین دولتی پیگیری خواهند کرد. طرح شعارهای بموقع و تشخیص درست اولویتها در این زمینه از اهمیت زیادی برخواردار است.

5_ و نکته آخر این است که هدف از برگزاری این مراسم وسیله ای برای بهره برداری های محدود سازمانی نیست. آنهائی که می خواهند با هر حیله و روشی که شده است رد پایی از سازمان خود را در گوشه و کنار مراسم بنمایش بگذارند، فقط تنگ نظری و کوته فکری خودرا بنمایش گذاشته اند. اگر قرار است سازمان و گرایش معینی از نتایج برگزاری یک مراسم خوب،منظم ، پر محتوی و موفق، استفاده کند، این بهره برداری اگر صادقانه و روا باشد بعدا و در نتایج اجتماعی آن و در تغییر فضای عمومی جامعه بنفع جنبش زنان ، صورت خواهد گرفت. وجود این انگیزه ها ی محدود نگرانه را بایستی دوستانه برای صاحبان آنها توضیح داد و آنها را از چنین روشهای وحدت شکنانه و سکتاریستی برحذر داشت.

سروه ناصری

اول مارس 2007

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 16:58  توسط  تريبون زن  | 

زنده باد 8 مارس

 

8 مارس، روز جهانی زنان کارگردر سال 1917، به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ تبدیل شد، در این روز زنان کارگر برای برابری سیاسی زنان و مبارزه برای سوسیالیسم سازمان یافتند.« در این روز زنان اعلام کردند که تنها داشتن حق به تنهایی کافی نیست. ما باید یاد بگیریم که از این حق استفاده کنیم ».

با گذشت بیش از یک قرن، از این روز تاریخی، همچنان مبارزات و جنبش زنان بردوام و ملتهب است و برای دنیایی برابر برای همه انسانها، در حال جانفشانی است. این جنبش در راه پویایی است و خود را میسازد، در میسر راهی پر مشقت و طولانی با کوله باری سنگین ، گاهی خسته، گاهی پرشور، اما همچنان راه را می پیماید. در این مسیر ایده های گوناگون سعی می کنند که روی روند این جنبش تغییر و دگرگونی بوجود آورند، و تاثیر بگذارند، همچنانکه تا حال شاهد آن بوده ایم آن جهتهای غیر سوسیالیستی که با روشی لیبرالی سالها خواستند سایه خود را بر جنبش زنان در ایران بگسترانند و آن را بی محتوا سازند ، دیدیم لیبرالها خواستند این نیروی عظیم جنبش زنان را به انحراف بکشانند و زنان را در محدوده مبارزات صرفا حقوقی و فرهنگی در محیط ها و سالنهای دربسته زندانی نمایند، و مبارزات زنان را دچار آشفتگی و بحران نمودند.

و میتوان گفت که تلاش و کوشش اصلاح طلبان برای نفوذ در جنبش زنان در یک مقطع زمانی محدود توانست تا حدودی این جنبش را به اسارت خود درآورد.

ولی در چنین مقطعی با وجود سخت تر شدن شرایط زندگی برای زنان بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد، مبارزات زنان وارد فازی دیگری شده است و به سوی این می رود که بیشترمرزهای طبقاتی خود را در مقابل سایرجریانات دیگر را شفاف ترنماید، با رشد مبارزات کارگری و دانشجویی در ایران و همچنین با رشد گرایش سوسیالیستی در این حرکتها، مطئمنا جنبش زنان نیز از این فاز خارج نیست.

اگر در قرنهای اواخر 19 و سراسرقرن 20 و حتی تا مدتی پیش هم، مسایل و خواستهای زنان برای حق رای و برابری حقوقی و فرهنگی بود ( و جای خود دارد که گفت این مبارزات زنان در آن مقطع تا حدودی زمینه ها و پیش شرطهای مبارزاتی زنان را برای نسل امروزرا سهل ترکرد و زمینه های رشد مبارزات زنان را مهیا ساخت)، اما امروز دیگر مسیر مبارزات زنان مسیری دیگری را می پیماید. و به خوبی درک این را نموده است که اگر زن در جامعه در صحنه اقتصادی مورد تبعیض قرار گیرد در صحنه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی هم نمی تواند آزاد و برابر باشد. جنبش زنان در این مرحله در تلاش است که صف طبقاتی خود را هر چه بیشتراز راهکارهای لیبرالی و سیاستهای اقتصادی نئولیبرالها را جدا کند.

جنبش زنان باید مسیر خود را با در نظر گرفتن خواستهای واقعی و اولویتهای این جنبش و برقراری پیوند گسترده با مخاطبین اصلی که همان زنان کارگر و زحمتکش و خانه دار که اکثریت جامعه ما را تشکیل می دهند را مد نظر قرار بدهد.

باید خواستها و اولویتهای زنان کارگر و زحمتکش و محروم جامعه در بین فعالین جنبش زنان، نمایندگان واقعی خود را پیدا کند و در این جهت باید تلاش فراوان کرد.

پس در روز 8 مارس امسال لازم است که همه فعالین و انسانهای آزادیخواه و بخصوص جنبش کارگری فعالانه در آن دخالت کنند. و بیش از هر زمان دیگر لازم است که چپ و گرایشات سوسیالیستی در این روز نقش ایفا کنند ورهبری سیاسی نیروهای عظیم آزدیخواهان را در مراسمهای 8 مارس امسال را حول شعارهای رادیکال و سوسیالیستی را به عهده بگیرند.

8 مارس امسال باید هر چه بیشتر وسیع تر و توده ایی تر و با شعارهای سوسیالیستی برگزار شود.

پیروز باد 8 مارس ، روز جهانی زنان

روناک آشناگر

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:3  توسط  تريبون زن  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

امسال نیز در شرایطی به استقبال 8 مارس روز جهانی زن می رویم که حاکمیت سرمایه درآمیخته با قوانین و شرع اسلامی همچنان با بکار گرفتن کلیه ارگانهای سرکوب و در خدمت گرفتن نهادهای آموزشی و مذهبی و رسانه های اجیر و با اتکا به فرهنگ مردسالارانه، موقعیت فرودست زنان و تحقیر هر لحظه آنان را چنان در جامعه نهادینه کرده است که ایران به یکی از برجسته ترین نمادهای بیحقوقی و موقعیت بردگی آور زنان در جهان تبدیل شده است.

زنان در ایران مانند همنوعان خود در سایر نقاط جهان، تنها قربانی حاکمیت مناسبات ظالمانه نظام سرمایه داری نیستند بلکه خصلت مذهبی حاکمیت سیاسی ستمگری بر زنان را تشدید کرده و ابعاد گسترده تری به آن داده است.

در مناسبات تولید سرمایه داری ایران مانند بسیاری از کشورهای موسوم به جهان سوم حتی راه یافتن زنان به عرصه تولید اجتماعی که پیش شرط رهایی زنان است مانند یک تیغ دولبه عمل می کند. امروز کار و فعالیت زنان ایران در رشته های صنعتی و خدماتی بمعنی آزادی و فارغ شدن زنان از وظایف شاق کار خانگی و مسئولیت سنگین تربیت و پرورش فرزندان نیست، بلکه از آنجا که دولت وظایف کار خانگی و سرپرستی کودکان را از دوش آنان برنداشته، بمعنی افزایش بار سنگین وظایف و ستمکشی بیشتر زنان، و بی سرپرست ماندن شمار زیادی از کودکان است که مادرانشان به کار در بیرون خانه اشتغال دارند. حقیقت تلخی که عامل مرگ و میر زودرس کودکان و رواج پدیده کودکان خیابانی و به تباهی کشاندن خانواده های کارگری و تهیدستان جامعه است.

در حالی که عوارض بیکاری میلیونی در شرایط فقدان بیمه بیکاری و دیگر تامین های اجتماعی بر زندگی اکثریت جامعه سایه افکنده است، و نرخ بیکاری زنان در تمام سطوح 21 برابر مردان است، در حالی که 9 در صد از خانوارهای جامعه ایران را زنانی سرپرستی می کنند که اکثر آنها در زیر خط فقر زندگی می کنند، روی آوری به فحشا و تن فروشی زنان به یکی از پایه های نظام سرمایه داری اسلامی تبدیل شده است. اینجا دیگر تن فروشی و سکس کالای لوکس و برای تجملات زندگی و "آراستن" نظام سرمایه داری نیست، بلکه چهره کریه این نظام را به نمایش می گذارد. این بخش از زنان برای کمک به تامین معیشت خانواده، برای خلاصی از دغدغه پیدا کردن نان شب بچه ها، نجات از سوز سرمای زمستان و رهایی از چنگال مرگ است که غرور خود را زیر پا می گذارند و به تن فروشی روی می آورند.

حال به این اوضاع فلاکتبار اقتصادی، بی حقوقی و کار بی اجر و مزد زنان خانه دار، پدیده اعتیاد به مواد مخدر، خرید و فروش دختران جوان، آمار 66 در صدی زنانی که خشونت خانگی را تجربه کرده اند، خود سوزی زنان، یوغ قوانین اسارتبار ارتجاع اسلامی و ارزش نیمه مرد قائل شدن برای زنان در امر شهادت، وراثت، و حضانت فرزند، اهدای حق چند همسری به مردان و پدیده حجاب اجباری را هم اضافه کنید تا کم کم روشن شود که معنی واقعی آپارتاید جنسی چیست و جنبش زنان در ایران برای هر ذره پیشروی باید همزمان در چند جبهه نبرد کند.

جنبش زنان در ایران در دل این اوضاع به پیشروی خود ادامه داده است، بطوریکه هیچگاه در تاریخ معاصر ایران از چنین موقعیت شکوهمندی برخوردار نبوده است. در سالی که گذشت همبستگی و همگامی زنان با مبارزه کارگران برای رسیدن به خواستهایشان، مبارزه برای آزادی زنانی که در اسارت جمهوری اسلامی در انتظار مرگ بسر می بردند، حضور فعال در جنبش انقلابی کردستان و جنبش دانشجویی، اعتراضات پر شور زنان علیه بی حقوقی ها، تلاش گسترده برای برپائی سازمانها و تشکل های زنان و تداوم فعالیت های اجتماعی و هنری پیشرو و انتشار و اداره ده ها نشریه و سایت و وبلاگ اینترنیتی تنها جلوه هایی از مبارزه و پیشروی زنان را به نمایش می گذارد.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ابعاد ستمگری بر زنان و دامنه بی حقوقی آنان چنان گسترده و وسیع است که گرایشات و نیروهای مختلف اپوزیسیون و حتی نیروهای اپوزیسیون قانونی رژیم نیز ادعای دفاع از حقوق زنان را دارند. اما این نیروها و گرایشات مختلف هر کدام بنا به ماهییت طبقاتی و سیاسی خود راه حل های متفاوتی در مقابل جنبش زنان قرار می دهند. در چنین شرایطی جنبش زنان برای پیشروی خود باید تصویر روشنی از افق رهایی، اهداف و استراتژی سیاسی خود داشته باشد.

در تقابل گرایشات مختلف در درون جنبش زنان آن گرایشی می تواند پیشروی جنبش زنان را تضمین کند که توان و ظرفیت به حرکت در آوردن توده عظیم زنان کارگر و زحمتکش را از خود نشان دهد. آن گرایشی بطور بالقوه قادر خواهد بود این نیروی عظیم را به میدان آورد که نه تنها خواستها و مطالبات اقتصادی و رفاهی زنان را بیان کند بلکه راه دستیابی به این خواستها و راه دست بردن به ریشه های مادی و اقتصادی ستمکشی و نابرابری زنان را نشان دهد. تحقق این خواستها و برابری اقتصادی و تامین زمینه های مادی رشد و شکوفائی استعداد و خلاقیت زنان و گام نهادن در جهت تامین برابری واقعی بدون تعرض به نظام سرمایه داری ممکن نیست.

طیف های رنگارنگ اپوزسسیون لیبرال ایران و گرایش ناسیونالیستی در جنبش کردستان از آنجا که تلاش می کنند توجه زنان را از درک ریشه های ستمکشی زنان به انحراف بکشانند و نظام ظالمانه سرمایه داری را از زیر ضرب خارج کنند قادر نیستند توده زنان کارکن و زحمتکش را که شرایط عینی کار و زندگی هر روز بیشتر از روز قبل آنها را به درک ریشه های طبقاتی ستمکشی زنان سوق می دهد به میدا ن یک مبارزه توده ای بکشانند. این تنها گرایش سوسیالیستی است که می تواند افق روشن رهایی را در پیشاروی جنبش زنان قرار دهد و پیشروی این جنبش را در پیوند و همگامی با جنبش طبقه کارگر بسوی تبدیل شدن به یک جنبش توده ای و نیرومند اجتماعی تضمین کند.

گرایش سوسیالیستی با چشماندازروشنی که دارد برای آنکه بتواند افق خود را بر جنبش زنان بگستراند بدون آنکه نگران همسوئی و مخدوش شدن خط و مرزهایش با گرایش لیبرالی شود باید در هر مبارزه ای برای تحقق خواستهای و لو کوچک زنان فعالانه شرکت کند. فقط در این روند است که می توان استراتژی سوسیالیستی را بر رهبری این جنبش تامین کرد.

در اوضاع سیاسی کنونی و در شرایطی که جدال و کشمکش رژیم جمهوری اسلامی با امریکا و دیگر قدرتهای غربی بر سر برنامه هسته ای رژیم مردم ایران را در خوف و هراس تهدیدات جنگی و تشدید محاصره اقتصادی قرار داده است، 8 مارس فرصتی است که جنبش زنان بانگ رسای بشریت عدالتخواه علیه سیاستهای ضد انسانی و ارتجاعی هر دو طرف این نزاع و کشمکش را به گوش جهانیان برساند.

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی را با تلاش هر چه گسترده تربرای برگزاری باشکوه مراسمهای این روز و تلاش برای ایجاد پیوند گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

اسفند 1385

فوریه 2007

 

آدرس امیل تماس با حزب کمونیست ایران: cpi@cpiran.org

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 16:44  توسط  تريبون زن  | 

مطلبی که ملاحظه می کنید دوست گرامی ما به اسم ”osetak Ranjbar”   از بلوچستان از وضعیت زنان بلوچ برای نشریه تریبون زن فرستاده است. اسم این دوست گرامی ما به دلیل مسایل امنیتی اسمی مستعار می باشد.

 

زنده به گور

”osetak Ranjbar”              

يکي از روزهايي که رحيمه از مدرسه باز مي گشت خبر رسید مرد پا به سن گذاشته اي که قرار بود از شهر بيايد و او را به عقد خود در آورد در سانحه تصادف کشته شده، رحيمه دخترريز اندامي بود که 10 سال بيشتر نداشت و دوران بلوغ را هنوز تجربه نکرده بود . پدرش در ازاي شيربهايي رضايت به این ازدواج داده بود.رحيمه حالا دوباره مي تواند بازي هاي کودکانه اش را از سر بگيرد و شايد خيلي خوش شانس بود که ازدواجش يکي دو سال به تاخير افتاد (البته اميدوارم) اما خيلي ها شانس رحيمه را نداشتند .دختر بچه هاي زیادی هر روزه   با دنيايي از  روياهاي کودکانه خود روانه هجله عروسی می شوند و البته اینجا شرعاً  و قانوناً مورد تجاوز قرار مي گيرند ، در هم مي شکنند تا بزرگ شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:24  توسط  تريبون زن  | 

توده ای شدن مبارزات زنان، اشکالات و موانع

صدیقه محمدی

 

زنان لیبرال در ایران به کمک دولتها و رسانه های غربی امکان طرح مطالبات قشر متوسط و

 تحصیل کرده را می یابند به آنها کمک می شود که به خارج کشور بیایند ،  از طریق چاپ نظرات و خواستهایشان در مطبوعات، کتب، سایتهای اینترنتی و سخنرانی در پالتاک و رادیو تلویزیونهای فارسی زبان خارج کشور میتوانند مطرح شوند. و غرب و امریکا تلاش دارد آنان را چون نمایندگان زنان ایران معرفی کند.

از لحاظ طبقاتی- به مصلحت زنان لیبرال نیست زنان زحمتکش، خانه دار و کارگر به جنبش زنان بپیوندند- به همین دلیل در راستای توده ای کردن جنبش زنان هیچ اقدامی از طرف نخبگان لیبرال صورت نمی گیرد و اساسا مساله شان این نیست.

این زنانی که صدایشان شنیده میشود، مطالبات ملی و مذهبی و قانونی را مطرح می کنند منافع طبقه خود را و در نتیجه رفع ستم طبقاتی  که اساسی ترین مانع مشارکت اقتصادی، اجتماعی- سیاسی زنان زحمتکش است مطرح نمی شود و فقر و بیسوادی، نداشتن امکان تحصیل و کار و... روزبروز بر مشکلات اجتماعی جامعه،  بخصوص زنان و جوانان می افزاید. افزایش اعتیاد و تن فروشی و خودکشی و طلاق و جرایم را با این توضیح میتوان درک کرد.

اما منافع واقعی مردم، حقوق آنان و طرح مطالباتشان تنها از طرف جریان رادیکال و چپ حمایت می شود کسانیکه جدا از تعلق طبقاتی خود بخاطر ایدئولوژی سوسیالیستی و کمونیستی راه خلاصی جامعه را در تقویت و اتحاد طبقه کارگر و آگاهی و سازماندهی آن می بینند و به همین خاطر در قالب تشکلها ، احزاب و سازمانهای سیاسی تلاش می کنند منافع طبقاتی کارگران را مطرح و آنان خود را سازمان دهند تا در سطح وسیعتر و گسترده تری با ایجاد تشکلها مطالبات خود را به کرسی بنشانند. در این راستا، کمیته های متعددی برای ایجاد هماهنگی بین تشکلهای کارگری ایجاد شده و ظرف چند سال اخیر حرکتهای چشمگیری در مبارزات کارگری مشاهده کرده ایم اما متاسفانه حضور زنان در این تشکلها و شرکتشان در اعتراضات فقط منحصر به خانواده های کارگرانی است که از طرف رژیم تحت فشارند. در صفوف این جنبش خلا حضور زنان کارگر و متشکل با طرح مطالبات واقعی خود و خانواده هایشان بسیار چشمگیر بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:20  توسط  تريبون زن  | 

چندی پیش رادیو صدای زنان در استکلهم، مصاحبه ای را با رفیق ثریا فتاحی پخش کرد که متن این مصاحبه دراینجا برای چاپ در نشریه تریبون زن تنظیم شده است.

 

تن فروشی زنان پدیده ای جهانی است و یکی از آثارو عوارض جامعه طبقاتی و نظام مردسالاری می باشد. خرید و فروش زنان و تجارت سکس بویژه در این 3-2 دهه اخیر به یکی از بزرگترین عرصه های سودآوری برای سرمایه داران تبدیل شده است. گسترش این مصیبت اجتماعی در کشورها مختلف تحت تاثیر عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ابعاد متفاوتی داشته است. پدیده تن فروشی زنان در سالهای اخیر در جامعه ایران رشد نجومی و سرسام آوری داشته است. به همین دلیل بحث بیشتر روی ایران متمرکز شده است.

 

سئوال: میزان پراکندگی و شیوع تن فروشی زنان را در جامعه ایران چگونه ارزیابی می کنید، آیا فکر می کنید در شهرهای کردستان هم به درجه ای شیوع یافته که بتوان آن را چون مشغله حاد اجتماعی نگریست و در نیتجه به فکر پیدا کردن راه چاره و علاج این مصیبت افتاد.

 

ثریا: تن فروشی در چند سال اخیر رشد نجومی و سرسام آوری داشته است. بطوریکه توجه افکار عمومی و خبرنگاران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. یکی از مسئولین سازمان بهداشت جمهوری اسلامی اعتراف کرد که بیش از 300 هزار تن فروش حرفه ای در ایران وجود دارند. این مسئله به چند سال پیش برمیگردد . آنموقع جمعیت ایران در حدود 65 میلیون نفر بود. نصف این جمعیت را زنان تشکیل میدهند. اگر تعداد کودکان و پیران را از این جمعیت در ایران کم کنیم با جمعیت 22 میلیونی زنان روبرو میشویم .  بدین معناست که از هر 70 زن ایرانی یکنفر گرفتار این مصیبت اجتماعی می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:17  توسط  تريبون زن  |