گفتگوی تریبون زن با سیران رحیمی پیشمرگ کومه له
تریبون زن. اگر ممكن است قبلا از دلائل پیوستن خودتان به صفوف پیشمرگ كومهله بگوئید. یامایلم بپرسم چگونه بود كه صفوف پیشمرگ كومهله را برای مبارزه انتخاب كردید؟
سیران رحیمی. اجازه بدهید پیش از پرداختن بهاین موضوع، مختصرا اشارهای داشتهباشم به اجحافات و ستم مداومی كه در طول زمامداری رژیم اسلامی ایران علیه زنان اعمال شده است و میشود و هر روز در ابعاد گوناگون و شیوههای مختلف از سوی آمران، مدافعان و سینه چاكان این رژیم جور و ستم به پیش برده شده است. اینان بی محابا تنور جنایتهای قرون وسطائی خود را روشن نگه داشتهاند تا سیاستها، شیوهها و بالاخره حاكمیت ضد انسانی خود را استقرار و نظام ببخشند. این سیستم نامتعارف و ضد زن مستمرا تمام توش و توان جهنمی خود را بكار گرفته است و میگیرد تا زنان را در حصار بلند و تنگنای قوانین اسلامی به زنجیر ببندد و تمام حقوق انسانی و پایهای اینان را پایمال و سلب كند. آشكار است كه اینجا پای مذهب بعنوان ابزاری بنیانی برای سركوب زنان به پیش كشیده میشود. این واقعیتی است غیر قابل انكار، اینجا بیش از پیش سایه شوم مذهب بعنوان عاملی از سركوبگری در تمام شئونات و زوایای زندگی مردم بویژه زنان در همه جای ایران و در كردستان خود را نشان میدهد.
اینجا زمامداران، كارگزاران و اربابان جور و جنایت سرمایه، برای اینكه این نیمه جامعه را از آن نیمه دیگر جدا كنند، پیوسته و نفس گیر در كوره تبلیغاتیی فریبكارانه خود میدمند. شما نگاه كنید برای رسیدن به این مقصود شوم و این فكر پلید ثانیهای دستگاههای تبلیغاتیاشان آرام و قرار ندارند. از بلندگوهای مساجد گرفته تا دیگر وسائل ارتباط جمعی را در خدمت این مقصد غیر انسانی قرار دادهاند. زبان ریاكارانه موعظهگرانهشان بطور دائم در چرخش است، زنان را به تسلیم و رضا در برابر قوانین، آداب و سنن اسلامی فرا میخوانند، تا مبادا فردا نعمات بهشت برین را از دست بدهند!!. مردان را فرامیخوانند تا همچون شبابانی گوش بزنگ رمه زنان، مادر، خواهران و زنانشانرا چهار چشمی بپایند تا گویا شیرازه زندگیاشان فرو نپاشد. همه این نگاههای ضد زن و ضد بشری كوچكترین تباینی با اخلاق و شعور انسانی ندارد.
ما زنان و مردان از همان ابتدای زندگی، از همان اوان خردسالی كه طبعمان و درونمان معنای از جدابودن را نمیفهمید، آنزمان كه هنوز دختر و پسر بودن معنای برجستهای در ذهنمان نداشت، پیوسته در گوشمان آوای از هم گسستن میخوانند، سنگ بنای دیوار جدائیها را میگذارند و حتی بازیهای كودكانهمان را زنانه و مردانه میكنند، به تناسب قد كشیدنمان هم بلندای دیوارها را بالاتر میبرند. همه اینها زیر سایه و اسم « حفظ شئونات اسلامی» به پیش برده میشود. جداكردن حرفههای زنانه ومردانه نیز نكته دیگری است از حكایت افتراق و جداكردنها. بر بنیاد این رسوم فرسوده مهر كار خانگی بر پیشانی زنان زدهاند و كار در بیرون نیز به اسم مردها نوشته شده است. زن در این منطق زورگویانه خانهدار است، بچهدار است، حلقه بگوش مرد خانه است. در این فرهنگ مردسالارانه مرد ستون و نگاهدارنده چهارچوب خانه است. زنان پیوسته باید به این ستون برسند تا خیمه فرونریزد. در حالی كه اگر منطقی وجود میداشت میبایست هر دو مشتركا ستون خانه باشند، میبایست هر دو دوش بدوش همدیگر در درون و در بیرون خانه مشتركا به امورات زندگی برسند.
اینجا سعی كردم گوشهای از سیمایی وضعیت زنان در نظام جمهوری اسلامی را ترسیم كنم. در كردستان نیز كم و بیش همچون وضعیتی حكمفرماست. این درد كشندهایست كه زنان كردستان هم با آن دست بگریبان هستند. این منطق ضد بشری، این شیوه فرسوده و قرون وسطائی این وابسته كردن زن به خانهداری عوارض بسیار مخربی را برجای میگذارد. ازجمله اینكه زن وجود خودرا زیر سایه مرد میبیند، استقلال اقتصادی ندارد، همیشه دست تمنایش بسوی مرد خانه دراز است و مهمتر از آن نیز اینكه مداوما به پرورش كم بینی، زدودن اعتماد بنفس در زنان را نیز دامن میزند، كه ناگزیر باید سر تمكین به قضا و قدر سپرد.
اكنون با این توضیح مختصر میخواهم به سوال شما برگردم، میخواهم بگویم كه بویژه در این اواخر بسیار بیشمارند زنان و دخترانی كه هوشیار و بیدار با این دنیای بیداد دست و پنجه نرم میكنند. دیگر نمیخواهند همچنان نظارهگر باشند و جور این ستمكشی را بر دوش بكشند، هر كدام به نوعی خود را در صفوف مبارزان و پیگیران كاروان راه برابری میبینند.
شما اكنون اگر نیم نگاه مختصری به جامعه و فضای كردستان داشته باشید خواهید دید كه تحولات ذیقیمتی در این خصوص بوجود آمده است. شمار این زنانی كه از راههای گوناگون علیه این رسومات و قوانین ارتجاعی مبارزه میكنند روی به فزونی دارد. پیوستن به صفوف نیروهای مسلح و پیشمرگ كومهله برای من یكی از این راههای عبور از ستمكشی زنان بود، تا از طرفی بهتر از رنج و حرمان زنان آگاهی بیابم و از طرفی دیگر مستقیما به صفوف نیروهایی بپیوندم كه در خصوص تلاش برای آزادی زنان ابتكارات و افتخارات بس بزرگی را در كارنامهاش ثبت كرده است.
تریبون زن. پیشمرگ زن در مبارزات جاری كردستان چه نقشی را توانسته است ایفا كند؟
سیران رحیمی. من فكر میكنم همین وجود و حضور زن پیشمرگ در جامعه كردستان و نقش آن در جنبش انقلابی مردم كردستان خود توانسته است واقعیتهائی را بصورت دستاوردها و امری ملموس و ماندگار تثبیت كند و غبار از چهره بسیاری از ناروشنیها و گنگیها بزداید. هیچكدام از ماها فراموش نكردهایم كه اساسا پیشمرگ زن بودن و تلاش و حضور زن در صفوف پیشمرگه چه جلوه ناپسندی داشت. از همان سرآغاز قیام مردمی در ایران و شروع مقاومت مسلحانه در كردستان و سالهای بعدی نیز كمتر زنی را میتوان سراغ گرفت كه بعلت پیوستنش به فعالعت سیاسی و بویژه حضور مسلحانه در صفوف نیروی پیشمرگ كومهله مورد عتاب و سرزنش نزدیكان خود و گاها حتی آزار و اذیت افراد خانواده و جامعه قرار نگرفته باشد. خوب این دید هم از همان نگرش عقب افتاده تغذیه و تراوش میكرد كه فعالیت سیاسی و مسلحانه را تنها امری مردانه میپنداشت و این حضور را موجب تشتت و نابسامانی در جامعه تعبیر میكرد!!. این نگرش كوته بینانه، جامد و راكد نمیتوانست حضور زن در این عرصهها را تاب بیاورد. واضح است كه زمامداران و حكمرانان اسلامی در ایران و همچنین احزاب ناسیونالیست و ارتجاعی در كردستان نیز مبلغ بازگردانیدن زنان به درون خانهها بودند.
این را هم اضافه كنم كه امر مسلح كردن زنان و تلاش برای آزادی زن از قیود قوانین و رسومات اسلامی و ارتجاعی برای جبهه رادیكال و مترقی در جامعه كردستان موضوعی آسان و سهلالوصول نبود. زیرا فرهنگ ضد زن پیشینه بسیار قدیمی و دیرینهای دارد. این فرهنگ عقب مانده همواره در طول تاریخ با قدرت مذهبی، دولتی و سیاسی حاكم ریشههای عمیقی در كنج افكار جامعه دوانیده است. با قدرت گرفتن رژیم اسلامی در ایران، با آن جایگاه مذهبی و فرهنگ ماورا ارتجاعی و مرد سالارانهاش بیش از پیش پیچ و تسمه این فرهنگ ضد بشری سفت و محكمتر شد. تمام توش و توان حكومت اسلامی حول خفهكردن هر صدا و ندا برابری طلبانه و بجهت زدودن حضور زن در جامعه و دخالتشان در سرنوشت سیاسی اجتماعی و اقتصادی آن سازماندهی میشود. مبارزه علیه این بیدادگری، علیه فرهنگ زن ستیزانه حاكم و تلاش برای ازهم گسلانیدن زنجیرهای این فرهنگ زنگ زده بشدت احساس میشد. آن شدت سركوب و خفقان از سوی رژیم حاكم ناچارا این عطش مبارزهجویانه را شدت بخشید.
اگر نبود این خیزش و رویش زن مبارز در میدان مقاومت كردستان قطعا خلل بزرگی را شاهد میبودیم و شاید موجبات پراكندگی، شكست و انزوای اندیشه مترقی و رادیكال و پیشرو را هم فراهم میآورد. بهمین جهت هم اجازه داده نشد كه این خلل ایجاد گردد. كومهله علیرغم تمام مشكلات و دشواریهای پیش روی توانست توان خود را در جنبش انقلابی مردم كردستان بكار اندازد تا دروازهای برای ایفا نقش زنان و شركت فعالانه آنان در این جنبش و در صفوف مبارزان كومهله بگشاید. كومهله بمثابه تنها نیروی پیشروی كه قاطع و مصـمم دفاع از زنان را در برنامه بلاواسطه خود گنجانیده بود وارد این عرصه مبارزه شد و این وظیفه را بدون پروا از سنگ اندازیها ، شانتاژ و كارزار زهرآگین تبلیغاتی جبهه ارتجاع سرفرازانه به پیش برد كه تا امروز هم ادامه دارد...
آنانی كه دیروز خیلی«نجیبانه» از زنان میخواستند كه امر خدمت به پیشمرگه را در خانههای خود و در پشت جبهه به پیش ببرند! و نیروی پیشرو را به ایجاد هرج و مرج و تشتت در روابط اجتماعی متهم میكردند، امروز لفظا میخواهند خود را شریك كاروان مبارزه برای برابری زن و مرد قلمداد كنند.
در خاتمه لازم است این را هم اضافه كنم كه پیشمرگ زن توانسته است نه تنها در صفوف امر پیشمرگهای، بلكه در جنبش انقلابی كردستان نیز نقش سرنوشت سازی را ایفا كند. من امروز همان نقش پیشرونده را برای شركت جسورانه زنان در مراسمهای ٨ مارس، بدور انداختن حجاب اجباری و تحمیلی قائل هستم. بر این باورم كه شركت زنان در مراسمهای روز كارگر در راستای همان مسیری است كه همجنسانشان درگوشهای دیگر از مبارزه پیمودهاند. من این حضور و مشاركت پر جوش و شكوهمند را بسان آن جسارت و اعتماد بنفسی ارزیابی میكنم كه زنان پیشمرگ در سرآغاز حركت خروشان جنبش انقلابی كردستان از خود نشان دادند. این جسارت و اعتماد بنفس امر تصادفی و فیالبداههای نبود، نتیجه و حاصل مبارزه پیگیری بود كه زنان برای تثبیت و تحكیم حضور خود در این جنبش بدان دست یازیدند و استوار بر آن پای فشردند.
كم نبودند آن زنانی كه در جبهه رویاروئی مستقیم با نیروهای سركوبگر و استیلاجو شركت كردند و جانشانرا در راه آرمانهای انسانی خود از دست دادند. كم نبودند آن زنانی كه حلقه طناب دار را به جان خریدند اما از راه رفته و سخن گفته قدمی پا پس ننهادند. كم نبودند آن زنانی كه در سیاهچالهای رژیم سفاك اسلامی تسلیم نشدند و همچنان پای بر ایدهها، شعارها و سخنانی فشردند كه در آغاز راه آنرا سر داده بودند.
همانطور هم كه قبلا بآن اشاره كردم این جایگاه برجسته و نقش مهم زنان و زن پیشمرگ در جنبش انقلابی كردستان حاصل آن پیگیری، جسارت، فداكاری و از جان گذشتنها بوده است. من فكر میكنم همین نیز در تغیر رویه آنانی هم موثر افتاده است كه نه تنها توجهی به حقوق زنان و حضورشان در صفوف مبارزه نمیكردند، بلكه بنوعی از مسكوت و منزوی كردن زنان جانبداری میكردند. امروز اگر«متوجه شدهاند» كه زنان هم نیمهای از جامعهاند و سخن از برابری زن و مرد بمیان میآورند، یا دم فرو بستهاند و از آن كارزار تبلیغاتی واهی خبری نیست، این هم از همان استقامت شكوهمند زنان حاصل شده است. این وظیفه هنوز بانجام نرسیده است، ضروری است كه همچنان با قوت آنرا به پیش برد و ادامه داد.
تریبون زن. زنان كرد با چه مسائل و مشكلاتی روبرو هستند؟
سیران رحیمی. زنان برای احقاق حقوق خود جاده صافی را پیش روی ندارند. مسیر این مبارزه خطیر از میان كوره راههای سنگلاخی میگذرد. از دیرباز مشكلات و موانع عدیدهای فراروی حضور زنان در همه عرصههای زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وجود داشته است و وجود دارد. همیشه هم از این موانع همچون ابزاری برای سركوب و بعقب راندن زنان استفاده میشده است و میشود. همه موسسات و ارگانهای حاكمه با آن تفكر ارتجاعی كه مروج جهل و كورذهنی هستند، خود سازنده، مجری و از عوامل این سركوبگری هستند و تا كنون نیز در هر مكانی و با هر وسیلهای كه برایشان دست بدهد و میسر باشد آنرا به پیش بردهاند و مستمرا این سركوب و وحشیگری را علیه نیمهای از جامعه، یعنی زنان در ایران و كردستان سازماندهی كردهاند.
در ازن سرزمین كم نبودهاند و نیستند آن قوانین و مقررات ضد زنی كه پیوسته آنانرا در قید و بند و محدودیتهای نفسگیر خود قرار دادهاند. هنوز هم در بسیاری از جاهای كردستان قوانین و مقررات قرون وسطائی اعمال و اجرا میگردد. بندرت اتفاق افتاده است كه زنان بتوانند بدلخواه خود مسیر زندگی و سرنوشت خود را انتخاب نمایند. دیدهایم و شنیدهایم و نمونههای زندهای در دست است كه اغلب هر عصیانی از جانب زن و هر سرپیچی زن در برابر سرنوشتی كه برایش مقرر دیدهاند، با ضرب و شتم، زندان، سنگسار و شیوههای وحشیگرانه دیگری جواب گرفته است. مبادله عروس با عروس، عقد در گهواره، اختلاف فاحش سنی تنها بخشی از آن سنن فرتوت و وحشیانهای است كه هنوز هم در بخشهای از این سرزمین جاری و ساری است. انسان با شنیدن این سرنوشتهای دردناك و آزاردهنده بسیار متاثر و كلافه میشود. سرنوشتی كه قلم از بیان و وصف آن عاجز است. اغلب این سوالات به ذهن انسان خطور میكندكه آخر این همه حق كشی برای چه؟ چرا این همه وحشیگری اعمال میشود؟ تا كی باید این نیمه جامعه همچنان از ابتدائی ترین حقوق انسانی محروم باشند؟
از طرفی دیگر فكر میكنم كه هنوز همسنگری بین زن و مرد به آن حدی نرسیده است كه مردان هم بویژه ستم بر زنان را بخشی از ستم بر خود احساس بكنند. هنوز هم زنان به مردان همسرنوشت خود اعتماد لازم را ندارند و یا درجه این اعتماد پائین است. در حالی كه میبایست و میباید در مبارزه مشترك علیه نابرابری و بی عدالتی مكمل همدیگر باشند. هنوز هم احساس میشود كه ریشههای مردسالارانه و غیرتمندی مردانه در عمق فكر و گوشههای ذهن بخش بزرگی از مردان جامعه باقی است. مطمئنا هر دو جنس از آن ضررمند میشوند و در همین حال هم حاكمان و مرتجعان جامعه نیز از آن بهره میجویند.
در جامعه ما بسیارند زنان كارگری كه در مراكز كارگری از حقوقی همانند مردان كارگر محرومند و حتی نصف حقوق مردان هم به آنان تعلق نمیگیرد. اغلب اخراج كردن كارگران زن برای صاحبان كار خیلی آسانتر از كارگران مرد صورت میپذیرد. در كردستان تا كنون سازمان مستقلی از زنان، سازمانی كه خود بنا گذاشته باشند و از طرف خود آنان اداره بشود، وجود ندارد.در این چهارچوب تنها زنان مسلمان و از نوع خواهران زینب را میداندار كردهاند. اینان هیچ ربطی به زنان و دفاع از حقوق پایمال شده آنان ندارند، اینان از مدافعان جهلند و خود نیز ازجمله قربانیان آن.
در پایان این بخش میخواهم خاطرنشان سازم كه مصائب، دشواریها و محدودیتهایی كه بر سر راه مبارزه زنان كرد وجود دارد آنقدر فراوان و بیشمارند كه قطعا نمیتوان آنها را در مجالی اینگونه برشمرد و از توان صحبتی اینچنینی خارج است. اینجا حقیقت آشكاری را با برجستگی تمام میبینیم و آن اینكه زورگویان و حاكمان جامعه با آن نگرش مرتجعانهشان و اساسا فرهنگ عقب مانده و مسلط بر جامعه هرگونه فعالیت و جنبش زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را برنمی تابد و آنرا بر له منافع زورمدارانه و حاكمیت مردسالارانه خود میبینند، علیه فرهنگ فرتوط و منحطی میدانند كه مستمرا و دیوانهوار آنرا جار میزنند.
باین ترتیب اكنون در كردستان شاهد رویارویی دو نوع نگرش و دو نوع فعالیت هستیم؛ اول فعالیت مستمر خشونت باری كه با چنگ و دندان و با بكارگرفتن همه امكانات دولتی و تبلیغاتی برای حفظ مناسبات عقب مانده موجود و ابقا بردگی جنسی به پیش برده میشود. دوم مقاومت سرسختانه و پیگیر زن كرد كه برای پارهكردن زنجیرهای بردگی ورهائی زن از قید و بندهای ارتجاعی انجام میگیرد. در این خصوص قبلا هم اشاره كردم، اكنون نیز تاكید میكنم كه زنان در كردستان علیرغم فقدان سازمان مستقلی كه خود بنا نهاده باشند، علیرغم اینكه هنوز نتوانستهاند خود با مطالبات و شعارهای روشنی پای به میدان بزرگتری از مبارزه بگذارند، اما با این حال نظارهگر و چشم براه نماندهاند، از هر روزنه و امكانی كه دست دهد سود میجویند و نفرت و بیزاری خود را علیه نظام بردگی جنسی و ستمكشی زن نشان دادهاند و صدای عدالتخواهانه خود را به گوشها رسانیدهاند.
نگاهی كوتاه به مراسم ٨ مارس در سالهای گذشته و شركت وسیع در مراسم اول ماه مه ما را به این ارزیابی واقعبینانه خواهند رساند كه زنان جامعه ما به نسبت امكانات و موقعیتشان و در حد توان خودبروزی، توانستهاند به درجه بالائی از خودآگاهی و بیداری قابل اتكا دست یابند. مطمئنا در فضا و امكانات بیشتر جسورانهتراز پیش صفوف خود را فشردهتر خواهند ساخت. اكنون درجه هشیاری و احساس همسنگری و همسرنوشت بودنشان با مردان كارگر و پیشروان جامعه كردستان به حد قابل اتكائی رسیده است. اكنون دیگر تبلیغات زهرآگین رژیم جمهوری اسلامی كه مردان نباید اجازه دهند زنان پا را از گلیم خود بیرون بگذارند، كارائی ندارد و تودهنی محكمی را دریافت كرده است.
نكته آخر اینكه باید خاطرنشان ساخت كه وظایف نیروهای كمونیست و رادیكال نیز همچنان بجای خود باقی است و لحظهای نباید از آن غافل ماند. هیچ نیروی دیگری بغیر از كمونیستها نمیتواند روحیه هم سنگری زنان و مردان كارگر كردستان را تقویت ببخشند.